این روزها هر سایت خبری و تفسیری در مورد وقایع ایران را که می بینی در مورد تجاوز جنسی در زندانهای جمهوری اسلامی ایران، بحثی، مقاله ایی یا خبری به چشم می خورد. این موضوع هم با نامه نگاری اقای کروبی به اقای رفسنجانی شدت گرفت. اقای کروبی که از شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران می باشد به همراه اقای میر حسین موسوی به شدت با انتخاب مجدد اقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران مخالف هستند و بر این عقیده هستند که در امر انتخابات تقلب صورت گرفته است. اقای کروبی به اقای هاشمی رفسنجانی نامه می نویسد که گویا در زندانهای جمهوری اسلامی تجاوز صورت می گیرد. ایشان از اقای رفسنجانی خواهش کرده اند که موضوع را پی گیری نماید. اما از انجا که اقای رفسنجانی خیلی زرنگ هستند و بی گدار به اب نمی زنند، امر اقای کروبی را به جا نمی اورد و اقای کروبی به خاطر اینکه جار و جنجال بیشتری راه بیاندازد، ان نامه را منتشر کردند. اقای کروبی و اقای موسوی، دار و دسته ای برای خود ترتیب داده اند و در صدد اعتراض و افشاگری هستند. موارد زیادی را مطرح کرده اند و هر روز بر طرفداران خویش می افزایند. امروز بسیاری از شهروندان ایرانی این دو را به عنوان ناجی خود می بینند و جنبشی به راه انداخته اند به نام جنبش سبز.
دسته دیگر پیروز در انتخابات که اقای خامنه ایی و دارو دسته اش هستند هم به شدت در حال مبارزه با رهروان این اقایان هستند. جالب است! مبارزه با رهروان و طرفداران این اقایان و نه خود انها! این روزها هر کس را که دستگیر کنند و به طرفداری از جنبش سبز اقای میر حسین موسوی و اقای کروبی متهم شود، به شدیترین وجه ممکن ازار و اذیت می شود. اما در عین حال این اقایان در حال انجام امور روزمره خود هستند. جوانان بی گناهی در خیابانها غرق خون شدند، عده ایی در زندانها لت و پار شدند و این لت و پار شدنها هنوز هم ادامه دارد.
این اقایان به حدی زرنگ و حساب شده کار را به پیش می برند که حتی بسیاری از مخالفان حکومت را که در خارج از ایران به سر می برند را نیز به خود متمایل کرده اند. کار به جایی رسیده که مردم اصل مشکل را که همانا وجود جمهوری اسلامی است را فراموش کرده اند و به شاخ و برگ چسبیده اند. یک روز الله اکبر سر دادند، به دست عوامل حکومت شاهنشاهی کشته شدند، امروز الله اکبر سر می دهند، به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل می رسند. همین جمهوری اسلامی کنونی، حاصل ان الله اکبرهای قبل از انقلاب است. اما حالا الله اکبر گویان ضد انقلاب هستند.
اوایل انقلاب انسانهای بی گناه و مظلوم زیادی به جوخه های مرگ سپرده شدند، با ادامه حکومت، انسانهای گمنام و مظلوم دیگری قربانی شدند. اعدامهای دسته جمعی در زیر نامهای مختلف صورت گرفت. اما کسی صدایش در نیامد. اگر صدایی در امد، در گلو خفه شد. دخترهای بیچاره را اعدام می کردند، به عنوانهای واهی و فردایش چند مامور وصیت نامه و یک جعبه شیرینی را به در خانه می بردند. شیرینی به منظور اینکه دخترشان قبل از اعدام ازدواج کرده و باکره از دنیا نرفته است تا به بهشت برود. با کی ازداوج کرده؟ یک مامور گمنام امام زمان این مسولیت را به دوش کشیده و این اجر الهی را انجام داده است! ایا این اعمال تجاوز است یا ازدواج؟ ایا این اعمال شکنجه روحی و جسمی زندانی و خانواده نیست؟
این اعمال در زمانی روی داده است که اقای میر حسین موسوی و اقای کروبی که حالا در قدرت نیستند و سبز شده اند، ان زمان در اوج قدرت بودند. اقای موسوی و اقای کروبی به دنبال کشف جنایت در زندان و سپردن عاملان جنایت به دست عدالت نیستند. انها به دنبال به دست اوردن قدرت از دست رفته خود هستند. دلیل روشنی که برای این مدعا وجود دارد این است، که تمام اعمالی را که این اقایان ادعا می کنند جرم است، جنایت است،تجاوز است ووو ... در زمان تصدی امور انها به شدیدترین وجه ممکن صورت گرفته است.
تجاوز به زندانی بحث جدیدی نیست. امروز هزاران شاهد زنده وجود دارند که می توانند گواهی بدهند که از بدو تشکیل حکومت جمهوری اسلامی ایران، تجاوز جنسی در زندانها یک امر عادی و روزمره بوده است. به دلایل فرهنگی، هزاران شاهد دیگر وجود دارند که از ترس ابرویشان این مقوله را در نهانخانه دلشان انبار کرده اند و جرات بیان ان را نداشته و ندارند.
دلیل دیگری که این بحث را امروز داغتر کرده است، بدین صورت است که قبلا شکنجه و تجاوز و اعدام مختص به افراد عادی جامعه بود. منظور از افراد عادی یعنی کسانی که نسبت فامیلی با نظام نداشتند. اما امروز دامنه این تجاوزها به فرزندان کسانی رسیده است که خود، فامیل این نظام هستند. قبلا پسر یا دختر شخص گمنامی در شهرستان گمنامی مورد تجاوز و شکنجه قرار می گرفت، اما امروز مثلا فرزند معاون محسن رضایی مورد شکنجه و تجاوز قرار می گیرد و با فجیع ترین وجه ممکن به قتل می رسد. به همین دلایل است که این اقایان جناح سبز را تشکیل داده اند و به شدت وحشت کرده اند و می بینند که ان بلایی را که زمانی که خود در اوج قدرت بودند بر سر فرزندان مردم بیچاره می اوردند، در حال حاضر همین نظام خودشان، این اعمال ننگین انان را بر فرزندان و فامیل انها روا می دارد. خلاصه کلام اینکه از دید اقای کروبی و موسوی، در گذشته مورد تجاوز قرار گرفتن، شرعی و مختص دیگران بود، اما امروز به دلیل اینکه نوبت خودی ها رسیده است، نا شرعی و خلاف است.آریان