از بدو شکل گیری انقلاب بنجاه و هفت، وابسته به اجانب، وابسته به غرب،مملکت فروش و ... بازار داغی در بین حاکمان دینی حکومت ایران داشته است، در حال حاضر نیز این مقوله در اوج می باشد.
هر گاه که حضور طرز تفکری، یا شخصی، یا حزبی و گروهی، برای حاکمان دینی ایران، بوی خطری در زمینه، به مخاطره انداختن حکومتشان، متساعد، نماید، با این نوع بر چسب ها از میدان بدر رانده می شود.
این حس که با کشورهایی که به منافع و منابع کشورت، چشم طمع دارند، بخواهی مبارزه نمایی و مردم را اگاه نمایی که سعی نمایند وابسته به هیچ قدرت و ابرقدرتی نباشند ، حس و فکر خوبی است. در این شکی نیست که غربی ها به منافع و منابع کشوری مثل ایران چشم طمع داشته و دارند، از زمان وایکینگهای اسکاندیناوی و قبل از انها گرفته، تا ناوگانهای جنگی پرتغالیهای گدا گشنه در قرن چهارده میلادی و ناوهای جنگی مدرن و پیشرفته امروزی سایر کشورهای امروزی از جمله ایالات متحده امریکا. اما! ایا با وجود اینکه جمهوری اسلامی نه شرقی، نه غربی را از ابتدا سر داد واکنون با درجه ایی تخفیف شرقی ان را حذف کرده است و فقط نه غربی به جا مانده است، توانسته است ، عملا این شعار را جامه عمل بپوشاند؟! حاکمان دینی ایران ، که در ابتدا نه با شرق که منظور اصلی کمونیستها و بلوک شرق کمونیستی بود و نه با غرب که منظورشان کشورهای اروپایی و امریکایی بود سر سازش نداشتند، ایا به راستی سر سازش نداشته و ندارند؟! در این شکی نیست که با شرق کمونیست و گدا گشنه و فرصت طلب ، که هر از چند گاهی تکه ایی از خاک ایران را در اثر بی کفایتی و بی لیاقتی حاکمان دوران ، جداکرده و ضمیمه خاک خود کرده اند،رابطه بسیار خوب و نزدیکی دارد، با توجه به اینکه بارها خود حاکمان دینی ایران متوجه شده اند که روسها چه خنجرهای زهر اگینی را هر از چند گاهی از پشت بر پیکره اشان زده اند، که بد قولی ها در مورد تکمیل نیروگاه بوشهر و خالی کردن پشت حاکمان دینی ایران، از جانب روسی ها، در مورد تحریمهای غرب، تنها نمونه های بسیار کوچک و سر انگشتی خیانت شرق یا به روایت امروزی همان روسها هم به جمهوری اسلامی و هم به ملت ایران می باشد.
پس با یک حساب کوچک و سر انگشتی و روایتی بسیار روشن و مختصر متوجه می شویم ، که این حکومت نه شرقی و نه غربی، تا حال محتاج و تو سری خور شرق یا بلوک شرق بوده و هنوز نیز می باشد.
ایا نه غربی، در عمل جامه عمل پوشیده است؟! با یک حساب کوچک و مختصر متوجه می شویم که نه غربی هم نبوده است،اما نه غربی بودنش اندکی پیچیده تر، از مورد اول است. هر از چند گاهی همینکه غربی ها تحریمی، یک اجماع کلی، یا یک اتفاق نظر، بر علیه حاکمان دینی انجام داده اند، یا خواسته اند انجام بدهند، دلارهای بچه های ، ایران زمین از جانب ، دلال های بین المللی حاکمان دینی ایران به جیب غربی ها ، سرازیر شده است، برای این مورد نمونه بسیار است، با این توضیح که هر نمونه کالبد شکافی و بحث دراز مربوط به خود را می طلبد.
در بین کشورهای غربی تنهاکشوری که حاکمان دینی ایران با انها رابطه مستقیم و روشنی نداشته اند، ایالات متحده امریکا می باشد، که برای این کینه و کدورت شتری، از جیب ملت ایران و از پولهای مربوط به اینده فرزندان ایرانی، برای این کار هزینه های زیادی از جانب حاکمان دینی ایران شده است، که برای نمونه می توان به هزینه های هنگفتی، که به جیب تروریستهای عراق، فلسطین، لبنان، افغانستان و سایر تروریستها که در اقصا نقاط جهان در حال ضربه زدن به منافع ایالات متحده امریکا هستند،اشاره کرد.
پس این دینداران و پاسداران دین محمدی که مخالفان حکومت خود را به وابسته به اجانب بودن، متهم می کنند و معتقد هستند که این افراد و یا گروه ها و یا احزاب، می خواهند کشور ایران، ملت ایران را به اجنبی ها وابسته گردانند و منافع ملت ایران را به بیگانگان بدهند،خودشان از بدو تاسیس حکومتشان ، این عمل راانجام داده ومی دهند و ا نوقت، انها خودشان را وابسته ، به بیگانه نمی دانند، اما یک روزنامه نگار، یک معلم که از گرسنگی شکایت دارد، یک زن که حق و حقوق ابتدایش را می خواهد، یک دانشجو که می خواهد اموزه های خود را به جامعه منتقل نماید، یک ترک، یک لر، کی کرد،یک بلوچ و... را وابسته به بیگانه و اجنبی می نامند.آریان