در جهان بسیاری از کشورها هستند ، که خود را مدافع حقوق بشر به حساب می اورند ، از بی عدالتی ها و نا عدالتی ها در سایر کشورها گله مند هستند، در صدد ریشه کن کردن ، ظلم و ستم هستند . در بین کشورهای جهان ، کشورهای اروپایی ، که زمانی خود قربانی بی عدالتی های بسیار بوده اند، به خصوص در قرون وسطی ، در حال حاضر بیشتر از هر کشور دیگری ، سنگ اجرای عدالت را به سینه می زنند ، اما با این وجود ، باز هم ما شاهد هستیم که با وجود اینکه مخصوصا سیاستمداران اروپایی تبلیغات وسیعی راه انداخته اند و سعی می نمایند که در مسابقه رعایت حقوق بشر از دیگران جلو بزنند ، اما دست به اعمالی می زنند و زده اند ، که دقیقا ان حقوق بشر و عدالتی که مدعی دفاع از ان هستند ، توسط خود انها زیر پا گذاشته می شود و افراد زیادی را قربانی این بی عدالتی ها کرده اند و می نمایند.
هدف از ورود به این بحث ، جرقه ایی بود که به هنگام خواندن خبری در مورد دستگیری تروریستهای جمهوری اسلامی ، توسط نیروهای امریکایی که در لباس دیپلمات در عراق خدمت می کردند ، بود.
ایالات متحده امریکا که در عراق، سربازانش گاه و بی گاه مورد هجوم تروریستهای تندرو اسلامی قرار می گیرند، بارها اعلام کرده است ، حکومت جمهوری اسلامی ایران تروریستها را یاری می دهد ، به انها تجهیزات جنگی می دهد ، انها را اموزش می دهد و ... اما گوش کسی بدهکار نیست ، هر بار یکی از سران عراق ، در کمال پر رویی به ایران می روند و از اقای خامنه ایی و اقای احمدی نژاد خواهش می کنند که انها را در راه بر قراری امنیت یاری نمایند ، انها هم می گویند ، ای به چشم ! هر بار نیز انها چند تروریست و اموزش دهنده تروریست را در لباس دیپلمات به منظور رایزنی و برقراری امنیت به عراق می فرستند ( گوشت را به گربه سپردن ) جمهوری اسلامی ایران با وجود اینکه هر بار اتهام دخالت و یاری رساندن به تروریستها را قویا رد کرده است و با این توجیه که انها خود قربانی تروریزم هستند و هیچگاه تروریستها را یاری نمی رسانند ، چشم و گوش بسیاری از سیاستمداران را بسته اند .حکومت جمهوری اسلامی که از قربانی بودن خودش ، در برابر تروریزم سخن به میان می اورد ، منظورش این تروریست های تندرو اسلامی نیست، بلکه درست بر عکس ، انها این تروریستها را ، سربازان امام زمان به حساب می اورند و کار انها را ترور به حساب نمی اورند ، بلکه کار انها را شهادت طلبی و مبارزه با کفر می نامند، منظور و تعریف جمهوری اسلامی ایران از تروریزم ، تعریف دیگری از ترور و تروریزم است . انها مخالفان حکومت سراسر از ظلم و ستم خودشان را تروریست می دانند ، نه این تروریستهای انتحاری اسلامی . پس واضح است که اگر انها سوگند هم بخورند که ما در حال مبارزه با تروریست هستیم ، حرف بی ربطی نزده اند ، چون انها تعریفی از کلمه ترور و تروریست دارند و دنیای متمدن امروزی یک تعریف دیگر ، که فاصله این دو تعریف ، از زمین تا اسمان است .
نیروهای امریکایی که تا حال بارها تروریست های جمهوری اسلامی را در لباس دیپلمات دستگیر کرده اند ، اما در زیر فشار افکار عمومی و به خصوص حکومت بی تجربه و تازه تاسیس عراق که هنوز هم دوست و دشمن خود را به خوبی نمی شناسند ،ازاد کرده است . هر چه امریکاییها گفته اند ، بابا ! مدرک داریم ، سند داریم ، اینها برای یاری رساندن به تروریستها امده اند ، سر بزن گاه انها را دستگیر کرده اییم ،اما سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی پا را در یک کفش کرده و با استناد به اینکه ، اینها مصونیت دیپلماتیک دارند ، باید ازاد شوند ، باعث ازاد سازی تروریستهای زیادی شده اند . بی چاره ها ، امریکایی های بیچاره ، هر بار مجبور شده اند ، تروریستهایی که مثل روز روشن ، در رابطه با عملشان درخشیده اند را ، ازاد کنند .
اما چند روز گذشته که در مطلب قبلی نیز به ان اشاره ایی داشته ام ، نیروهای امریکایی ، پنچ تن از تروریست دیپلماتهای جمهوری اسلامی را با سند و مدرک ، در مکانی در شهر اربیل که کوردها به این شهر هه ولیر می گویند و پایتخت کردستان است ، نیمه شب با استناد به گزارشهای دقیق و مشخص ، بدون اینکه حتی ، سران حکومت فدرال کوردستان از این عمل با خبر باشند را دستگیر کرده اند. جمهوری اسلامی ایران ، این مکان را کنسولگری اعلام نموده است و ان اشخاص را دیپلمات نامیده است که به عقیده انها دارای مصونیت سیاسی هستند و نمی بایست توسط امریکاییها دستگیر می شدند و این عمل امریکا را عملی تحریک امیز خوانده اند . ایالات متحده امریکا این محل را کنسولگری نمی داند و حتی ادعا دارد که این مکان ، یک مکان اداری نیز نبوده است و این عده نیز دیپلمات نیستند . وزیر خارجه عراق نیز مکان مورد نظر را کنسول گری ایران ننامیده است ، بلکه گفته است که این مکان ، دفتر ارتباطی ایران ، در منطقه کردستان عراق بوده است و وظیفه این دفتر فراهم کردن تسهیلات برای سفر کوردهای عراقی به ایران و کوردهای ایرانی به عراق بوده است . از نظر اداری و قرادادی که این دفتر با حکومت فدرال بسته است ، تنها ارایه خدمات ، به شهروندان کورد بوده است . اما ایا براستی ،این افراد که وابسته به سپاه پاسداران قدس جمهوری اسلامی ایران بوده اند ، برای خدمت به کوردهای دو پارچه کردستان ایران و عراق ، در این مکان خدمت کرده اند ؟ به این سوال ، در طول مقاله و گام به گام جواب داده شده است . نیروهای کورد حاکم در منطقه می گویند که حدود ده سال است ، این دفتر در انجا فعالیت دارد و می توانسته است ، شرایط سفر را برای کوردهای دو طرف ایران و عراق ، فراهم کند و در عین حال گفته اند که این افراد ( نیروهای وابسته به سپاه قدس در هه ولیر که دستگیر شده اند ) ایرانی که در این مکان خدمت می کرده اند ، گاه و بیگاه ، حاضر به جوابگویی ، در مورد بسیاری از مسایل که البته به مسایل اشاره نکرده اند که چه مسایلی بوده ، به نیروهای کورد حاکم بر کردستان عراق نبوده اند . امریکاییها در حال حاضر با توجه به بازجویی هایی که از این افراد به عمل اورده اند ، گفته اند که این افراد ، به اطلاعاتی بودن خود و وابسته بودن به سپاه قدس اعتراف کرده اند و باز نیروهای امریکایی ، اعلام نموده اند که این افراد با تروریستهایی که عراق را نا امن کرده اند ، در ارتباط بوده اند و نیاز های مادی و لجستیکی انها را مرتفع می نموده اند .
اما واقعیت چیست ؟ ان مکان دارای چه نوع مصونیتی بوده است ؟ این افراد چه کسانی هستند ؟ این مکان چه کنسولگری بوده باشد و چه نبوده باشد مکانی بوده است که متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است و این افراد نیز ایرانی بوده اند و وابسته به حکومت ایران ، در این موارد شکی نیست ، اما ایا انها دیپلمات بوده اند یا نه ، در این نیز شکی نیست که بوده اند ، اما در اینجا این نکته بسیار مهم را باید مد نظر گرفت ، وقتی که کلمه دیپلمات را می شنویم ، فورا افراد تحصیل کرده که از یک کشوری ، برای انجام کار های اداری و روابط تجاری و غیره به کشور میزبان می روند در مغز مجسم می شود ، اما دیپلمات های جمهوری اسلامی از این قوانین و مقرراتی که در عرف دیپلماتیک وجود دارد ، همانند بسیاری از مسایل دیگر ، با سایر کشورها و سایر معیارهای بین المللی مغایرت دارند . جمهوری اسلامی ایران مخالفان زیادی چه در داخل و چه در خارج دارد، مخالفان داخلی بسیار سهل و ساده توسط نیروهای سرکوبگر تحت امر ولایت مطلقه فقیه سرکوب می شوند ، اما سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی که در خارج از ایران سکنی گزیده اند ، کار ساده ایی برای جمهوری اسلامی نیست ، لذا وظیفه مقابله با این نوع مخالفان بر دوش دیپلمات تروریست های انهاست . بسیاری از دیپلمات های اعزامی جمهوری اسلامی به خارج تحصیل کرده نیستند ، بلکه ذوب شده های ولایت مطلقه فقیه هستند . در این شکی نیست که اگر دیپلماتی ، از جانب جمهوری اسلامی به خارج از کشور فرستاده می شود ، ذوب شده ولایت مطلقه فقیه نباشد و تنها به تحصیلات دانشگاهیش بنازد ، از جانب انها دیپلمات به حساب نمی اید و هیچگاه در لباس دیپلمات جمهوری اسلامی ایران ، به خارج از کشور فرستاده نمی شود . پس در اصل وظیفه اصلی دیپلمات های جمهوری اسلامی ، شناسایی مخالفان و نفوذ در انها و در نهایت ضربه زدن به انها می باشد که در مورد این گفته های من و برای تایید انها ، شواهد بین المللی زیادی وجود دارد ، اسناد و مدارک این دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران و حتی حکم جلب بین المللی بسیاری از انها در بسیاری از دادگاه های کشورهای اروپایی ، از جمله المان و اتریش وجود دارد که ترور دکتر عبد الرحمن قاسملو و دکتر سعید شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران ، در کشورهای المان و اتریش ، نمونه های کوچکی از عملکرد دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی ایران می باشد .
با تعریف کوتاهی که از فلسفه دیپلمات بودن در جمهوری اسلامی ایران بیان داشتم ، به عراق بر می گردم ، بله ! این افراد هم ، دیپلمات جمهوری اسلامی از ان نوعی که توضیح دادم ، بوده اند ، ایا این نوع دیپلماتها با توجه به تعریفی که جمهوری اسلامی از دیپلمات دارد ، باید در سطح بین المللی دارای مصونیت سیاسی باشند ؟ این دیپلمات های دستگیر شده اخیر در هه ولیر ، از اعضای سپاه قدس هستند ،سپاد قدس یعنی چه ؟! سپاه قدس ، شاخه ایی از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است که عملیات ترورهای برون مرزی مخالفان جمهوری اسلامی ایران را رهبری ، تدارک و سازمان دهی می کند ، مغز متفکر سپاه قدس ، توریسین سپاه قدس ، ذوب شده ولات مطلقه فقیه ، اقای حسن عباسی می باشد، اقای حسن عباسی که یک نظامی پرورش یافته در مدرسه نظامی ترور جمهوری اسلامی ایران می باشد ، ایا باید دارای مصونیت دیپلماتیک و سیاسی باشد ؟ هر جنایتی در خارج از مرزهای ایران که دلش خواست انجام بدهد بعد در لباس دیپلمات ، بدون اینکه مشکلی برایش بوجود بیاید به خانه اش بر گردد ؟ ایا ایشان درامور بازرگانی و صدور ویزا برای کوردها که معتقد هستند ، اعضا این دفتر شغل اصلیشان و وظیفه اصلی انها این بوده و بعد خود نیز باز می گویند : در پاره ایی از موارد و مسایل این افراد جوابگوی حکومت فدرال کوردستان نبوده اند ، می توانسته است ، مثمر ثمر بوده باشد ؟! ایا براستی ایشان و همکاران ایشان که همه از اعضای سپاه قدس هستند و در منطقه کوردستان ایران در پایگاه های رمضان و غیره که زیر نظر مستقیم اقای احمدی نژاد و خامنه ایی اداره می شود و در سرکوب کوردهای کردستان ایران ، این پایگاه نقش مهمی را ایفا نموده است ، می توانند برای کوردها مثمر ثمر باشند و به انها خدمت ارایه داده باشند؟! ایا مسولان حکومت فدرال کوردستان ، به خصوص شخص اقای مسعود بارزانی رییس حکومت فدرال کردستان ، اوارگی های پدرشان و در بدری های خودشان رااز یاد برده اند ؟! ایا انها هیچگاه به این نیاندیشیده اند که با همکاری امریکا در سرنگون کردن حکومت صدام توانستند تا حدودی نظم و ارامش را در کوردستان تحت حاکمیت خودشان مستقر نمایند ، پس با این وجود ، چرا به این عمل امریکاییها در مورد دستگیری این دشمنان قسم خورده ملت کورد اعتراض داشته اند ؟! ایا اقای مسعود بارزانی نمی دانند که فرماندهان قرار گاه رمضان سپاه پاسداران ایران ، تشنه خون مبارزان کورد ایرانی هستند ؟ چرا اقای مسعود بارزانی ، در حالی که مقر تمامی مبارزان کوردستان ایران ، در خاک حکومت فدرال کوردستان عراق مستقر شده است ، به این افراد اجازه داده است ، به این مناطق رفت و امد داشته باشند ؟ در حین دستگیری این افراد توسط امریکاییها که با سند و مدرک این افراد را دستگیر کرده اند ، چرا باید اقای مسعود بارزانی اعتراض داشته باشد؟! یا شاید اقای بارزانی از این می ترسد که نیروهای امریکایی اعترافات اصلی را از این جانیان بگیرند ! و واقعیات بسیاری روشن گردند که پای انها گیر بیافتد و روح پدر مرحومش را که در راه مبارزه برای ملت کورد دمی نیاسود را به لرزه اندازد ، وقتی که قاضی محمد ، در کوردستان ایران در دوره رضا پهلوی ، جمهوری مهاباد را بنیاد نهاد ، انجا نقطه امید و خانه امن بارزانی بزرگ به حساب می امد ، اما حال که قرعه بر گشته است و جمهوری مهاباد متلاشی شده است ، همین پسر بارزانی بزرگ ، پسرها و نوه های قاضی محمد را در دژی حبس کرده است و به انها گوشزد کرده است که به همین راضی باشید و اگر بر علیه حکومت ایران دست از پا خطا کنید ، خودم نفستان را می برم و باز با این وجود افعی های تشنه به خون ، کوردهای ایران را در بیخ گوششان سکنی داده است و از دستگیری انها نیز ، گر چه هنوز گند کاری های افراد دستگیر شده بر علیه کوردهای کوردستان ایران ، به زیر سوال نرفته است ، نا خشنود است . امریکاییها در حال حاضر باز جو یی هایشان را بر این افراد دستگیر شده ، بر نقطه ایی متمرکز نموده اند که می خواهند در یابند ، این افراد چگونه وسیله نا بودی فرزندان امریکا را فراهم نموده اند و چه نوع نقشه های تروریستی را بر علیه مردم عراق طراحی کرده اند ، اگر امریکاییها در زیر فشار افکار عمومی و سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی ، مجبور نشوند این افراد را ازاد نمایند ، می توان امیدوار بود که این جنایتکاران دستگیر شده ، اعترافات تکان دهنده دیگری را در مورد جنایت بر علیه کوردهای ایرانی ، بازگو نمایند .
در بین دستگیر شده ها ، نام شخص دیگری به چشم می خورد ، به نام محمد جعفر صحرا رودی ، اقای صحرا رودی هم از تروریستهای بزدل و ترسوی برون مرزی جمهوری اسلامی است ، که در ژوییه سال 1989 در شهر وین پایتخت اتریش دکتر عبدالرحمن قاسملو ، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران را به قتل رسانده بود و در زیر مصونیت دیپلماتیک با وجود اینکه مدارک زیادی بر علیه او موجود بود ، به ایران گریخت و این بار در بیخ گوش حزب دمکرات کردستان ایران ، در کوردستان عراق دستگیر شد ، به حقیقت باید به اقای مسعود بارزانی تبریک گفت که در خاک پاک کردستان از مهمانانی که چشم دیدن کوردها را ندارند پذیرایی کرده است !
اما در اینجا لازم می دانم در مورد ترور دکتر عبد الرحمان قاسملو اندکی بنویسم ،اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو رهبر حزب دمکرات کردستان ایران ، در زمان سر دمداری اقای هاشمی رفسنجانی به یک جلسه به همراه دو تن دیگر از دستیارانش در شهر وین پایتخت اتریش در سال 1989 از جانب یک گروه که خود را هییت ایرانی و از جانب حکومت ایران معرفی کرده بودند ، به منظور مذاکره با ایشان برای حل مسله کورد ، دعوت به عمل می اید . اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو که سیاستمداری دنیا دیده و دلسوز بودند ، با رویی گشاده این دعوت را می پذیرند و خوشحال از اینکه بتوانند مسله کورد در کوردستان ایران را ، از طریق مذاکره و گفتگو که ایشان همیشه به ان معتقد بودند ، حل نمایند ، به محل دعوت می روند . اما در حالی که انها با ان دسته سر گرم گفتگو بودند ، تروریستهای مسلح نقاب پوش جمهوری اسلامی ، وارد جلسه شده و ایشان را به همراه همراهانشان به قتل می رسانند ، اما به هییت فرستاده شده ، از جانب جمهوری اسلامی اسیبی نمی رسد . ولی اقای محمد جعفرصحرا رودی ، که طراح اصلی این ترور بوده است ، یا غیر عمد و یا به عمد و برای صحنه سازی ، از جانب مهاجمان که نیروهای تحت امر خود ایشان و اقای رفسنجانی بوده اند ، زخمی می شود . تروریستها به همراه اقای صحرا رودی به لانه جاسوسی جمهوری اسلامی ، یا به اصطلاح سفارت جمهوری اسلامی در وین فرار می کنند . در این موارد است که حکومت جمهوری اسلامی از نام سفارت ، خانه دیپلمات و مصونیت سیاسی ، سو استفاده می کند ، با وجود اینکه شواهد و مدارک زیادی بر علیه این افراد در اطریش موجود بوده است ، اما جمهوری اسلامی مقامات اطریشی را تهدید می کند که اگر دیپلمات تروریست هایش را بازداشت نمایند و انها را صحیح و سالم به ایران بر نگردانند ،حکومت جمهوری اسلامی نیز دیپلمات های اتریشی را بازداشت خواهد کرد . در نتیجه مقامات اتریشی هم از ترس بازداشت دیپلمات های خود و هم از ترس اینکه رابطه اقتصادی و تجاریشان با جمهوری اسلامی ایران قطع گردد ، در نهایت احترام و با گارد ویژه ، اقای صحرا رودی و دوستان تروریست ایشان را از طریق فرودگاه وین به ایران می فرستند . این هم گوشه ایی بود از عدالت و رعایت حقوق بشر در اروپای متمدن ، بعد از اینکه اقای صحرا رودی ، صحیح و سالم به جمهوری اسلامی تحویل داده شد ، دادگاه اتریش حکم جلب بین الملل ایشان را صادر نمود ( نوش دارو بعد از مرگ سهراب ) ایشان در دستشان بود ، حکم بازداشت هم صادر نشد ، اما وقتی که مطمین شدند از مرز اتریش خارج شده است ، بعد حکم جلب ایشان را صادر می نمایند ، بله ! ایشان بعد از انجام دادن این ترور موفقیت امیز از دست اقای خامنه ایی که مدال جنایتکاران را تقدیم می کند ، ترفیع درجه می گیرد و فرمانده قرارگاه رمضان در کوردستان ایران شدند و بد جوری هم به خون کوردها تشنه هستند . حال اقای مسعود بارزانی که خود را وارث بارزانی بزرگ و دلیر می نامد ، این اقا را به خاک کوردستان دعوت کرده است ، جا و مکان در اختیارش قرار داده است ، او را بیخ گوش مقر حزب دمکرات کوردستان ایران سکنی داده است و وقتی هم که دستگیر می شود اعتراض می کند ادای سیاست مدارهای مدافع حقوق بشر اروپایی را در می اورد . اقای مسعود بارزانی ، تو می توانی لحظه ایی را مجسم نمایی که اقای صحرا رودی متحد شما ، در وین با چه قصاوت و وحشی گریی رهبر حزب دمکرات کوردستان ایران را به رگبار بسته بود ؟! ایا در ان لحظه که ایشان این عمل را انجام داده است ، این حس دفاع از حقوق بشری شما زنده بود ؟! یا از روزی که بر تخت پادشاهی کوردستان ، تکیه زده ایی ، دارای چنین احساسی شده ایی که در دفاع از یک قاتل وحشی ، دم از مصونیت سیاسی و حقوق بشر و غیره می زنی ؟!
جالب اینجاست که دادگاه اتریش نیز گفته است ، اگر این خبر درست باشد و اقای صحرا رودی در بین بازداشت شدگان باشد ، بر استرداد او به اتریش ، برای مجازات پا فشاری خواهد نمود ، که فکر نمی کنم اقای هوشیار زریباری وزیر امور خارجه بگذارد این عمل صورت بگیرد ، چون اقای هوشیار زریباری به سفیر ایران قول داده است که انها را به زودی ازاد خواهد کرد و به ایران تحویل خواهد داد . لازم به ذکر است که بگویم اقای هوشیار زریباری نیز کورد است و فکر کنم این اقایان و اقای بارزانی و اقای جلال طالبانی رییس جمهور عراق که او نیز کورد است و در ازاد کردن این افراد فعالیت دارد ، کاسه ایی زیر نیم کاسه دارند ، به نظر می رسد که این افراد از مسایل دیگری از جمله افشا شدن توطیه ای که انها بر علیه کوردهای ایران انجام داده باشند بیمناکند ، که بر ازادی این افراد پا فشاری دارند . البته امیدوارم که چنین نباشد ، چون اگر چنین چیزی حقیقت داشته باشد و حقیقت داشتن این مسله هم دور از انتظار نیست به نظر من این افراد و به خصوص کوردستان امن اقای بارزانی ، وضعیت دیگری به خود می گیرد و شاید به دلیل پناه دادن ، به هیزم بیارهای جمهوری اسلامی ، به اتش ترور ، مورد خشم و غضب حکومت ایالات متحده و مردم ایالات متحده امریکا که هر روز چند نفر از فرزندانشان را در مبارزه با تروریزم در عراق از دست می دهند ، قرار خواهد گرفت .
پس در اینجاست که منافع مادی و انی و زود گذر ، نه تنها مانع از اجرای عدالت در کشورهایی مانند المان و اتریش که سر سخن و ته سخن سیاستمدارانشان ، دفاع از حقوق بشر و اجرای عدالت است، می شود ، بلکه گاهی ملیتی مانند ملیت کورد را که سالهای سال است در زیر یوغ ظلم و ستم حکومتهای مرکزی سوریه ، ترکیه ، ایران و عراق به سر برده اند را نیز با وجود دارا بودن یک درد مشترک ، به دسته های و گروه هایی ، گاها در تضاد با هم تبدیل می نماید .
آریان
پ.ن . متاسفانه قسمت مدیریتی این وبلاگ جدید ، گاهی ترتیب نقطه گذاری یا ویرگول گذاری نوشته هایم را بر هم می زند ، لذا اگر می بینید نوشته ها کج و کوله و نا مفهوم می گردند ، یا جای نقطه ها و ویرگول ها جا بجا می گردد ، تقصیر من نیست ، بلکه سیستم مدیریتی این وبلاگ ، این اشکالات را به وجود می اورد که در فکر بر طرف کردن این مشکل هستم ،البته اگر بتوانم .