یک توضیح
بعد از اینکه ( این) مطلب را نوشتم ، چند نظر علنی که در قسمت نظرات موجود است و چند نظر غیر علنی که نویسندگان این نظرات مایل نبوده اند که نظراتشان را در معرض دید عموم بگذارند ، دریافت کردم، که لازم دیدم توضیحاتی را در اینجا بنویسم.
مطالبی را که در این صفحات به نگارش در می اورم نظرات شخصی من است ، دیکته شده یا سفارش شده از جانب هیج شخص و گروه و یا قدرت و ابر قدرتی نیست ، بنا به اصل ازادی بیان که به ان معتقد هستم ولی با این وجود هیجگاه از دایره ادب و نزاکت نیز سعی می نمایم که خارج نشوم ، به خود حق داده و می دهم نظراتم را بنویسم و هیچگاه نیز پا فشاری و اصرار نمی نمایم که نظراتم صد در صد درست هستند ، شاید بسیاری از نظرات و نوشته های من غلط باشند ، اما من خودم این نظرات و نوشته های خودم را درست می دانم و اگر کسی پیدا می شود و یکی از نظرات یا نوشته های من را قبول ندارد ، یا به ان اعتراض دارد ، باید بگویم که او از دید خود و بر اساس درک و اموزه ها و بینش خود ، به این کار دست می زند ، اما هر کس هر نظری که داشته باشد ، تا انجایی که از دایره ادب خارج نگردد و از روی تند خویی و خشونت نباشد ، من به نظر ان شخص احترام می گذارم ، ولو اینکه ان نظر را قبول نداشته باشم و در عین حال باز به خود حق می دهم که از نظر خود دفاع نمایم و کاستی ها ، یا اشکالات نظر طرف مقابلم را بر بشمارم ، بدون اینکه با کسی سر جنگ و دعوا و خون ریزی داشته باشیم .
حال اصل قضیه ، یکی از پیامهای خصوصی که در مورد این مطلب قبلی که در مورد ایت الله بروجردی نوشته بودم ، را که دریافت کرده ام ، به این صورت است که شخص پیام گذار ، گفته اند با توجه به اینکه این نوشته من و چند نوشته دیگر از جانب من را خوانده است ، به این نتیجه رسیده است که من پدر کشتگی عجیبی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام دارم ، ایشان از من خواسته اند که در مورد این پدر کشتگی و دشمنی که در من ، در مقابل دین اسلام بوجود امده است ، توضیح بدهم ، که من امیدوارم این دوست پیام گذار که در کمال خلوص و ادب این مطلب را بیان داشته اند و من در اینجا ایشان را به دلیل نوشته زیبایشان ، ستایش می کنم ، بتوانند ، توضیح من را بخوانند که در زیر به نگارش می گذارم ، بعد از این دوست یک دوست دیگری که به نام ( یک روحانی) یک نظر اشکار و دو نظر خصوصی نوشته اند ، در یکی از نظرات خصوصی ایشان خواسته اند، در مورد سرنوشت ایت الله بروجردی به ایشان خبر بدهم و اینکه تحقیق کنم ، بدانم که چه بر سر ایشان امده است ، در پاسخ به این دوست باید بگویم ، که من هیچ خبری از سرنوشت اقای بروجردی ندارم ، اما با وجود اینکه خبر نگار نیستم و دستی نیز در درون حکومت ندارم، ولی با توجه به شناختی که از عملکردهای جمهوری اسلامی دارم و باز با توجه به اینکه می دانم که اقایان در راس حکومت برای ماندن بر قدرت ، از هیچ جرم و جنایتی مضایقه نمی کنند ، حتی بر علیه کسانی که از سنخ خود باشند ، ولی بو بدهند که برای ماندن بر قدرت حاکمان ایران ، خطر درست می کنند . باید گفت ایشان اگر در این مدت بازداشت، از گفته و نظرات خود پشیمان نشده باشند و توبه نامه جمهوری اسلامی و التزام به ولایت مطلقه فقیه را امضا ننموده باشند، در وضعیت بسیار بدی بسر می برند و در نهایت ، امکان مرگ ایشان نیز بسیار سهل و ساده ممکن است ، اما اگر ایشان از نظرات خود بر گشته باشند و تعهد داده باشند ، که از این پس اقدامی علیه کارهای انها انجام ندهد و اینقدر به اسلام سیاسی گیر ندهد، ایشان به زودی در کمال صحت و سلامت ازاد خواهند شد و اگر تعهد این را نیز داده باشند که با انها در جهت استمرار حکومتشان همکاری نماید ، هیچ که ازاد می شود ، بلکه امکان سفرهای داخلی و خارجی و حضور در محافل بین المللی نیز برایشان فراهم می شود و خلاصه نانشان در روغن می افتد ، همچنانکه مبارزان زیادی داشته و داریم و تند روی های بسیار بر علیه جمهوری اسلامی و حتی شخص ولی فقیه انجام دادند ، اما حال در کمال صحت و سلامتی و ازادی بر خوردارند . البته باید این نکته را اضافه نمایم که من غیب گو و غیب دان نیستم، بلکه این نظرات با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی و با توجه به شناختی که من از این عملکردهای جمهوری اسلامی دارم ، بیان شد .
اما توضیحی برای ان دوست دیگر ، دوست عزیز ، من هیچ پدر کشتگی و هیچ دشمنی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام ندارم ،تا جایی که قوانین دین اسلام ، عملکرد دینداران ، عملکرد مروجان دین ، بر خلاف منطق ، استدلال ،بشریت ، ازادی ، برابری و خلاصه تمامی هنجارهای خوب و پذیرفته شده نباشد .
اسلام سیاسی یا اسلام حکومتی را تحت هیچ شرایطی و با هیچ دلیل و برهانی قبول ندارم و پدر کشتگی من با اسلام سیاسی ، یا اسلام حکومتی است، نه تنها با اسلام سیاسی بلکه با هر دین سیاسی و حکومتی مخالف هستم ، جون من معتقد هستم که وقتی که دین و سیاست با هم ترکیب شوند ، فساد و دیکتاتوری متولد می شود ، همچنانکه می بینیم نه تنها در ایران ، بلکه در بسیاری از کشورها که دین و سیاست با هم ترکیب گشته اند ، فساد در تمام زمینه ها بیداد می کند و یکعده ایی به زور و با استناد به یک موجود نا پیدا و ناشناخته، حکومت و عملکردهای بد خود را توجیه می کنند .
به نظر من اگر دین خود را وارد محدوده سیاست ننماید ، از قدر و منزلت بیشتری بر خوردار می گردد و من هیچگاه مخالف دینداران واقعی نیستم ، اتفاقا خیلی از این نوع افراد خوشم می اید و روش زندگی این نوع افراد را تا جایی که دینداری خود را به رخ دیگران نکشند و یا از ان سو استفاده ننمایند ، قبول دارم . من کسانی را که به حقیقت به دنبال یک معبود و یک خالق هستی می گردند ، قبول دارم ، کسانی که اعمال خوب و تفکرات خوب را با استناد به مطالب دینی به جامعه تزریق می کنند، لایق احترام هستند ، من نسبت به این نوع افراد ادای احترام دارم . در نهایت می خواهم بگویم نه تنها با دین اسلام به عنوان راه و روش زندگی برای افراد جامعه ،مخالف نیستم ، بلکه نسبت به دینداران واقعی از هر دین و مذهب و ایینی که باشند ادای احترام دارم ، اما با دین سیاسی یا حکومت دینی مخالف هستم . آریان