آریان
باز هم دوز و کلک و حقه بازی


اصلا انسان نمی تواند باور کند این حاکمان حکومت دینی ایران ، که خودشان را سرباز خدا ، مطیع امر خدا و... به شمار می اورند ، اینقدر درغگو و حقه باز باشند .
مگر مال دنیا ، جاه و مقام دنیایی ،چقدر ارزش دارد ؟! که هر روز باید دروغی و کلکی زد ؟ فقط به خاطر اینکه چند صباحی بر اریکه قدرت باقی ماند؟!
ادم از شنیدن بعضی گفته ها و اعمال این اقایان که به گفته خودشان ، دنیا دار فانی است ، نباید لذت های دنیا ادم را بفریبد ، شرمگین می شود ، شرمگینی از ان جهت که اینها هم خود را ایرانی می نامند ، با ان جرم و جنایتهایی و اعمالی که بر علیه بشریت انجام داده اند و انجام می دهند ، کوروش کبیر هم ایرانی خود را ایرانی می دانست ، با انهمه اعمال نیکی که به نفع بشریت انجام داده است .

چند روز پیش ، چند نفر از اعضای سپاه قدس که وظیفه اصلی سپاه قدس ترور مخالفان در خارج از مرزهای ایران و یاری رساندن به تروریستها می باشد ، توسط نیروهای امریکایی در شهر اربیل ( هه ولیر ) کردستان عراق در یک دفتر وابسته به سفارت جمهوری اسلامی در عراق ، توسط نیروهای امریکایی دستگیر شدند .
حاکمان حکومت دینی ایران ، چون پته خود را بر اب می دیدند و می دانستند که نظرها و نقشه های شومشان در مورد قتل عام و اشوبگری بر علیه مردم بی گناه عراق که هر روز عده کثیری ، مورد حمله تروریستهای وابسته به جمهوری اسلامی قرار می گیرند و به خاک و خون کشیده می شوند برای جهانیان رو خواهد شد ، لذا علم شنگه عجیبی به راه انداختند ، تا بلکه این افراد را از چنگ امریکاییها در اورند و از انها اعتراف گیری نشود . بارها امریکاییها ، دولتمردان عراقی اعلام نمودند که این افراد دیپلمات نیستند ، دارای مصونیت دیپلماتیکی نیستند ،اما اقایان حاکم بر ایران پا را در یک کفش کرده بودند و می گفتند ، نه ، اینها دیپلمات بودند ، امریکا ادم ربایی کرده است . حتی از دست امریکا به شورای امنیت شکایت کردند ، مبنی بر اینکه امریکاییها ، چند دیپلمات ما را ربوده اند ، جالب اینجاست حاکمان دینی ایران به جایی شکایت کرده اند که خودشان ارج و منزلتی برای انجا ، یعنی شورای امنیت و سازمان ملل قایل نیستند و قطعنامه های انها را کاغذ پاره های بی ارزش می نامند .

زلمای خلیل زاد افغان زاده ، سفیر ایالات متحده امریکا در عراق ، برای اینکه به این هارت و پورت های جمهوری اسلامی پایان بدهد . دو روز پیش اعلام نمود ، با توجه به اینکه یک سری اسناد و مدارک طبقه بندی شده و غیر قابل انتشار از این افراد و اسناد و مدارک دیگری از افراد دیگری وابسته به جمهوری اسلامی ایران در دست نیروهای امریکایی است که ثابت می کند ، جمهوری اسلامی ایران ، در عملیاتهای تروریستی صورت گرفته در عراق و یاری رساندن به تروریستها دست بالایی دارد، را منتشر خواهد نمود .
حاکمان دینی ایران همینکه دیدند ، بله ، اقایان دستگیر شده اعتراف کرده اند و امریکاییها با جرات تمام از اسناد و مدارک بدست امده سخن می رانند و در صدد انتشار انها هستند ، توسط گماشته خود در سفارت ایران در عراق ، امروز به صراحت اعلام کردند . بله ، این افراد دیپلمات نبوده اند ، بلکه از اعضای سپاه پاسداران بوده اند و برای یاری رساندن به ارتش عراق و اموزش نیروهای عراقی به دعوت حکومت عراق وارد این کشور شده اند . این رجز خوانی ها و دروغ گویی ها ، به خدا ، خیلی رو می خواهد . تا دیروز داد و بیداد راه انداخته بودند و می گفتند اینها دیپلمات هستند ، حالا می دانند دستشان رو شده ، می گویند : بله ، همون ها هستند ، که شما می گفتید ، یعنی از سپاه قدس ، بعد باز هم از رو نمی روند و می گویند برای اموزش نیروهای عراقی امده بودند ، که البته منظور ایشان از نیروهای عراقی باید همان تروریستهای بز دل باشد که با کمربند های انفجاری به میان مردم بی دفاع و بی گناه می روند و خود را منفجر می نمایند ، در این شکی نیست .

باز نکته جالبتر اینکه ، جمهوری اسلامی به رهبری ایت الله خامنه ایی ، خودشان را مخالف با ترور و تروریزم می دانند ، اما ، یک نشریه به نام صبح صادق که سپاه پاسداران ایران ان را به چاپ می رساند ، در شماره 288 امروز دوشنبه نهم بهمن ماه ، مقاله ایی را تحت عنوان ارزانتر و اسانتر از کالاهای بنجل چینی ، به چاپ رسانده است که در این مقاله با تهدید به ربودن شهروندان امریکایی در هر جای دنیا که به گفته نویسندگان این مقاله برای انها کاری اسان است ، بر تروریزم و تروریست پروری حکومت جمهوری اسلامی ایران مهر تایید انکار ناپذیری نهاده اند .
این افراد کسی نیستند ، به جز ذوب شده های ولایت مطلقه فقیه ، از انجا که دست سپاه پاسداران برای مردم عراق و به خصوص نیروهای امریکایی به خوبی رو شده است و با صدور فرمان تیر برای ایرانیانی که بدون مدارک معتبر و تایید شده حکومت عراق ، از جانب جرج بوش و سختگیری های این چند روز اخیر ، بر روی شبه نظامیان شیعه که بازو های ترور اقای خامنه ایی در عراق هستند و همچنین ناامید شدن از اینکه از این به بعد نمی توانند ، حضوری فعال در عراق داشته باشند ، دست به تهدید های تروریستی بر علیه شهروندان امریکایی و اسراییلی زده اند ، که به نظر من اگر اقای جرج بوش برود و این مقاله را به دقت بخواند ، گرچه فکر نکنم ایشان زیاد اهل مطالعه باشند ، بخوبی در خواهند یافت که جمهوری اسلامی ایران ، بر علیه شهروندان امریکایی که اقای خاتمی را دعوت می کنند و به لبخند های ملیحشان چشم می دوزند و به بحث گفتگوی تمدنهای ذهنی و غیر واقعی ایشان گوش فرا می دهند ، از انطرف خط قرمز هم گذشته است . وقتی که جمهوری اسلامی ایران هزینه می کند ، تروریستی را پرورش می دهد و چنان مغزش را شستشو می دهد که برای جان گران بهای خود ارزشی قایل نیست و در میان زن و کودک و پیر و جوان مسلمان بی دفاع منفجر می شود ، ایااگر دستش به شهروندان امریکایی برسد ، که امریکا پرچم دار نابودی انهاست ، به انها رحم خواهد کرد ؟! آریان
رییس جمهور جهانگرد!
اقای احمدی نژاد بعد از بازگشت ازسفرهای دور دنیا که به گفته ایشان ، برای منزوی کردن هر چه بیشتر امریکا ، به این سفرها دست زده بود ( جالب اینجاست و جای تامل بسیار دارد که اقای احمدی نژاد معتقد هستند ، با سفر به کشورهای افریقایی و امریکای جنوبی که خود به نان شب محتاج هستند ، در صدد منزوی کردن ایالات متحده امریکاست) با عجله خود را به مجلس شورای اسلامی ، جایی که نمایندگان ، چند روز پیش ، در صدد جمع کردن رای برای استیضاح ایشان بر امده بودند ، رساند و لایحه بودجه سال 1386 .ه .ش را تقدیم اقای حداد عادل نمود . با توجه به اینکه تخم مرغ در بیشتر بازارهای ایران کمیاب شده است و گوجه فرنگی چون از فرنگستان وارد فرهنگ اسلامی شده است و خوردنش باید حرام گردد ، یا باید تغییر نام بدهد ، به کیلویی 3000 تومان رسیده است.

اقای احمدی نژاد بر تختی تکیه زده اند که زمانی کوروش کبیر بر ان تکیه زده بود ، در جایی حکمرانی می کند که کوروش کبیر ، در ان حکمرانی کرده است ، کوروش کبیری که در ان زمان ، بسیاری از سیاستمداران ان دوره رعایت حقوق بشر، برایشان امری غریب و غیر ممکن بود، اما ایشان ، نام نیکی در این زمینه از خود در دنیا به یادگار گذاشتند ، اما اقای احمدی نژاد ، دقیقا در جهت عکس عمل این مرد بزرگ ، گام بر می دارد و در جهان به بد نام کردن چهره ملت ایران کمر همت بسته است .

اقای احمدی نژاد چون از خاستگاهی ضعیف و بسیار دون به این مقام رسیده اند و مصداق این مثل است که از کوزه همان برون تراود که در اوست ، هم ملت ایران و هم دنیای متمدن خارج از ایران را به تمسخر و بازی گرفته است و چنان نطق ها و کارهای دون مایه ایی از خود بروز می دهند که بسیاری انگشت حیرت بر دهان گرفته اند و در عین حال افسوس می خورند که این ملت بیچاره ایران مگر چه گناه بزرگی مرتکب شده اند که با رییس جمهور شدن این شخص و ولی شدن اقای خامنه ایی باید تاوان پس بدهند .

به مجلس بر می گردم ، ایشان در حالی که مشغول سخنرانی بودند ، نمایندگان مجلس در قسمت های پایانی سخنان ایشان که از خود و سفرهایشان و دست اورده ای سفرهایشان تمجید می کردند ، حوصله اشان سر رفته بود و هر یک به مکانی می رفتند و با یکدیگر بگو مگو می کردند و جنب و جوش عجیبی بر مجلس حاکم بود ، معنی جنب و جوش در مجلس سخنرانی ، یعنی اینکه سخن های سخنران تکراری هستند ، شعار است و پشیزی ارزش ندارد ، اما اقای حداد عادل ، در حالی که اقای دکتر احمدی نژاد ، به این جنب و جوشها بی اهمیت می نگریست و به حرفهایش و تمجید از خود ادامه داده بود ، حرفهای ایشان را قطع کرد و به نمایندگان گفت که بی نظمی زیاد است و از نمایندگان خواهش کرد که سر جا های خود بنشینند و به سخنان گهر بار اقای رییس جمهور گوش بدهند .

اقای احمدی نژاد ادامه دادند : سفر من به کشورهای امریکای جنوبی ، طرح تحریم و انزوای جمهوری اسلامی را خنثی کرد ، ایشان باز اضافه کردند : بیش از 50 ساعت در هواپیما بودیم و این سیاستمداران امریکای جنوبی وقتی که از برنامه سفر فشرده ما مطلع شدند تعجب کردند و به ما می گفتند شما که این همه زحمت می کشید ، می خواهید خود کشی کنید ؟! که من گفته ام ( یعنی اقای احمدی نژاد گفته است ) جان من فدای انقلاب و اسلام و ملت ایران . بعد ایشان باز به سفرهای داخل کشور اشاره کردند و گفتند که ایشان تا حال به 245 شهر کشور سفر کرده اند و ایشان تاکید کردند که مشکلات ملت ایران را از نزدیک لمس کرده است، چون به میان مردم رفت و امد دارد و ایشان به برخی شایعات ، از جمله در زمینه اقتصاد اشاره کردند و گفتند بعضی ها می خواهند اوضاع را متشنج کنند .

( معنای این سخن اقای احمدی نژاد این است که اوضاع اقتصادی ایران مشکلی ندارد و مثلا وقتی مردم می بینند تخم مرغ فروشها ، برای سود بیشتر ، تخم مرغ احتکار کرده اند و گوجه فرنگی کیلویی 3000 تومان است و مردم در این زمستان سرد ، دسترسی به نفت و گاز ندارند ، در حالی که کشور ایران بر روی چاه های عظیم نفت بنا شده است ، همه و همه برای متشنج کردن کشور است و چنین نیست و اینها نقشه های صهیونیستی و غربی از جانب اقای احمدی نژاد و ولی فقیه تفسیر می گردد . البته چون اقای احمدی نژاد خود را فرزند خلف ایت الله خمینی می دانند، نباید ایشان را ملامت کرد ، چون در دورانی که مردم از گرانی به ایت الله خمینی شکایت می بردند ، ایشان می فرمودند که ما برای این انقلاب نکرده ایم که هندوانه را ارزانتر بخوریم ، بلکه برای نجات اسلام انقلاب کرده اییم ، در حالی که ایت الله خمینی قبل از به قدرت رسیدن ، خانواده پهلوی و شاهنشاهان پیشین ایران را دزد می دانستند و معتقد بودند که شاهان ، ثروت ملت ایران را به یغما برده اند و قول داده بودند که لوله کشی های نفت را به داخل منازل مردم ایران ببرد و از سود حاصل از فروش نفت به ملت ایران سرانه بدهد ، لازم به ذکر است که اقای احمدی نژاد هم یکی از تبلیغات انتخاباتیش این بود که پول نفت را به سر سفره ملت ایران ببرد ، در حالیکه سفره بسیاری از اقشار ملت ایران ، این روزها از وجود نان خالی نیز بی نصیب می باشد .

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در پایان به اقای احمدی نژاد احسنت فرستادند و او را ستودند .آریان
روابط ، ضوابط و منافع مادی ، مانع اجرای عدالت در سطح جهانی

در جهان بسیاری از کشورها هستند ، که خود را مدافع حقوق بشر به حساب می اورند ، از بی عدالتی ها و نا عدالتی ها در سایر کشورها گله مند هستند، در صدد ریشه کن کردن ، ظلم و ستم هستند . در بین کشورهای جهان ، کشورهای اروپایی ، که زمانی خود قربانی بی عدالتی های بسیار بوده اند، به خصوص در قرون وسطی ، در حال حاضر بیشتر از هر کشور دیگری ، سنگ اجرای عدالت را به سینه می زنند ، اما با این وجود ، باز هم ما شاهد هستیم که با وجود اینکه مخصوصا سیاستمداران اروپایی تبلیغات وسیعی راه انداخته اند و سعی می نمایند که در مسابقه رعایت حقوق بشر از دیگران جلو بزنند ، اما دست به اعمالی می زنند و زده اند ، که دقیقا ان حقوق بشر و عدالتی که مدعی دفاع از ان هستند ، توسط خود انها زیر پا گذاشته می شود و افراد زیادی را قربانی این بی عدالتی ها کرده اند و می نمایند.

هدف از ورود به این بحث ، جرقه ایی بود که به هنگام خواندن خبری در مورد دستگیری تروریستهای جمهوری اسلامی ، توسط نیروهای امریکایی که در لباس دیپلمات در عراق خدمت می کردند ، بود.

ایالات متحده امریکا که در عراق، سربازانش گاه و بی گاه مورد هجوم تروریستهای تندرو اسلامی قرار می گیرند، بارها اعلام کرده است ، حکومت جمهوری اسلامی ایران تروریستها را یاری می دهد ، به انها تجهیزات جنگی می دهد ، انها را اموزش می دهد و ... اما گوش کسی بدهکار نیست ، هر بار یکی از سران عراق ، در کمال پر رویی به ایران می روند و از اقای خامنه ایی و اقای احمدی نژاد خواهش می کنند که انها را در راه بر قراری امنیت یاری نمایند ، انها هم می گویند ، ای به چشم ! هر بار نیز انها چند تروریست و اموزش دهنده تروریست را در لباس دیپلمات به منظور رایزنی و برقراری امنیت به عراق می فرستند ( گوشت را به گربه سپردن ) جمهوری اسلامی ایران با وجود اینکه هر بار اتهام دخالت و یاری رساندن به تروریستها را قویا رد کرده است و با این توجیه که انها خود قربانی تروریزم هستند و هیچگاه تروریستها را یاری نمی رسانند ، چشم و گوش بسیاری از سیاستمداران را بسته اند .حکومت جمهوری اسلامی که از قربانی بودن خودش ، در برابر تروریزم سخن به میان می اورد ، منظورش این تروریست های تندرو اسلامی نیست، بلکه درست بر عکس ، انها این تروریستها را ، سربازان امام زمان به حساب می اورند و کار انها را ترور به حساب نمی اورند ، بلکه کار انها را شهادت طلبی و مبارزه با کفر می نامند، منظور و تعریف جمهوری اسلامی ایران از تروریزم ، تعریف دیگری از ترور و تروریزم است . انها مخالفان حکومت سراسر از ظلم و ستم خودشان را تروریست می دانند ، نه این تروریستهای انتحاری اسلامی . پس واضح است که اگر انها سوگند هم بخورند که ما در حال مبارزه با تروریست هستیم ، حرف بی ربطی نزده اند ، چون انها تعریفی از کلمه ترور و تروریست دارند و دنیای متمدن امروزی یک تعریف دیگر ، که فاصله این دو تعریف ، از زمین تا اسمان است .

نیروهای امریکایی که تا حال بارها تروریست های جمهوری اسلامی را در لباس دیپلمات دستگیر کرده اند ، اما در زیر فشار افکار عمومی و به خصوص حکومت بی تجربه و تازه تاسیس عراق که هنوز هم دوست و دشمن خود را به خوبی نمی شناسند ،ازاد کرده است . هر چه امریکاییها گفته اند ، بابا ! مدرک داریم ، سند داریم ، اینها برای یاری رساندن به تروریستها امده اند ، سر بزن گاه انها را دستگیر کرده اییم ،اما سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی پا را در یک کفش کرده و با استناد به اینکه ، اینها مصونیت دیپلماتیک دارند ، باید ازاد شوند ، باعث ازاد سازی تروریستهای زیادی شده اند . بی چاره ها ، امریکایی های بیچاره ، هر بار مجبور شده اند ، تروریستهایی که مثل روز روشن ، در رابطه با عملشان درخشیده اند را ، ازاد کنند .

اما چند روز گذشته که در مطلب قبلی نیز به ان اشاره ایی داشته ام ، نیروهای امریکایی ، پنچ تن از تروریست دیپلماتهای جمهوری اسلامی را با سند و مدرک ، در مکانی در شهر اربیل که کوردها به این شهر هه ولیر می گویند و پایتخت کردستان است ، نیمه شب با استناد به گزارشهای دقیق و مشخص ، بدون اینکه حتی ، سران حکومت فدرال کوردستان از این عمل با خبر باشند را دستگیر کرده اند. جمهوری اسلامی ایران ، این مکان را کنسولگری اعلام نموده است و ان اشخاص را دیپلمات نامیده است که به عقیده انها دارای مصونیت سیاسی هستند و نمی بایست توسط امریکاییها دستگیر می شدند و این عمل امریکا را عملی تحریک امیز خوانده اند . ایالات متحده امریکا این محل را کنسولگری نمی داند و حتی ادعا دارد که این مکان ، یک مکان اداری نیز نبوده است و این عده نیز دیپلمات نیستند . وزیر خارجه عراق نیز مکان مورد نظر را کنسول گری ایران ننامیده است ، بلکه گفته است که این مکان ، دفتر ارتباطی ایران ، در منطقه کردستان عراق بوده است و وظیفه این دفتر فراهم کردن تسهیلات برای سفر کوردهای عراقی به ایران و کوردهای ایرانی به عراق بوده است . از نظر اداری و قرادادی که این دفتر با حکومت فدرال بسته است ، تنها ارایه خدمات ، به شهروندان کورد بوده است . اما ایا براستی ،این افراد که وابسته به سپاه پاسداران قدس جمهوری اسلامی ایران بوده اند ، برای خدمت به کوردهای دو پارچه کردستان ایران و عراق ، در این مکان خدمت کرده اند ؟ به این سوال ، در طول مقاله و گام به گام جواب داده شده است . نیروهای کورد حاکم در منطقه می گویند که حدود ده سال است ، این دفتر در انجا فعالیت دارد و می توانسته است ، شرایط سفر را برای کوردهای دو طرف ایران و عراق ، فراهم کند و در عین حال گفته اند که این افراد ( نیروهای وابسته به سپاه قدس در هه ولیر که دستگیر شده اند ) ایرانی که در این مکان خدمت می کرده اند ، گاه و بیگاه ، حاضر به جوابگویی ، در مورد بسیاری از مسایل که البته به مسایل اشاره نکرده اند که چه مسایلی بوده ، به نیروهای کورد حاکم بر کردستان عراق نبوده اند . امریکاییها در حال حاضر با توجه به بازجویی هایی که از این افراد به عمل اورده اند ، گفته اند که این افراد ، به اطلاعاتی بودن خود و وابسته بودن به سپاه قدس اعتراف کرده اند و باز نیروهای امریکایی ، اعلام نموده اند که این افراد با تروریستهایی که عراق را نا امن کرده اند ، در ارتباط بوده اند و نیاز های مادی و لجستیکی انها را مرتفع می نموده اند .
اما واقعیت چیست ؟ ان مکان دارای چه نوع مصونیتی بوده است ؟ این افراد چه کسانی هستند ؟ این مکان چه کنسولگری بوده باشد و چه نبوده باشد مکانی بوده است که متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است و این افراد نیز ایرانی بوده اند و وابسته به حکومت ایران ، در این موارد شکی نیست ، اما ایا انها دیپلمات بوده اند یا نه ، در این نیز شکی نیست که بوده اند ، اما در اینجا این نکته بسیار مهم را باید مد نظر گرفت ، وقتی که کلمه دیپلمات را می شنویم ، فورا افراد تحصیل کرده که از یک کشوری ، برای انجام کار های اداری و روابط تجاری و غیره به کشور میزبان می روند در مغز مجسم می شود ، اما دیپلمات های جمهوری اسلامی از این قوانین و مقرراتی که در عرف دیپلماتیک وجود دارد ، همانند بسیاری از مسایل دیگر ، با سایر کشورها و سایر معیارهای بین المللی مغایرت دارند . جمهوری اسلامی ایران مخالفان زیادی چه در داخل و چه در خارج دارد، مخالفان داخلی بسیار سهل و ساده توسط نیروهای سرکوبگر تحت امر ولایت مطلقه فقیه سرکوب می شوند ، اما سرکوب مخالفان جمهوری اسلامی که در خارج از ایران سکنی گزیده اند ، کار ساده ایی برای جمهوری اسلامی نیست ، لذا وظیفه مقابله با این نوع مخالفان بر دوش دیپلمات تروریست های انهاست . بسیاری از دیپلمات های اعزامی جمهوری اسلامی به خارج تحصیل کرده نیستند ، بلکه ذوب شده های ولایت مطلقه فقیه هستند . در این شکی نیست که اگر دیپلماتی ، از جانب جمهوری اسلامی به خارج از کشور فرستاده می شود ، ذوب شده ولایت مطلقه فقیه نباشد و تنها به تحصیلات دانشگاهیش بنازد ، از جانب انها دیپلمات به حساب نمی اید و هیچگاه در لباس دیپلمات جمهوری اسلامی ایران ، به خارج از کشور فرستاده نمی شود . پس در اصل وظیفه اصلی دیپلمات های جمهوری اسلامی ، شناسایی مخالفان و نفوذ در انها و در نهایت ضربه زدن به انها می باشد که در مورد این گفته های من و برای تایید انها ، شواهد بین المللی زیادی وجود دارد ، اسناد و مدارک این دیپلمات های جمهوری اسلامی ایران و حتی حکم جلب بین المللی بسیاری از انها در بسیاری از دادگاه های کشورهای اروپایی ، از جمله المان و اتریش وجود دارد که ترور دکتر عبد الرحمن قاسملو و دکتر سعید شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران ، در کشورهای المان و اتریش ، نمونه های کوچکی از عملکرد دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی ایران می باشد .

با تعریف کوتاهی که از فلسفه دیپلمات بودن در جمهوری اسلامی ایران بیان داشتم ، به عراق بر می گردم ، بله ! این افراد هم ، دیپلمات جمهوری اسلامی از ان نوعی که توضیح دادم ، بوده اند ، ایا این نوع دیپلماتها با توجه به تعریفی که جمهوری اسلامی از دیپلمات دارد ، باید در سطح بین المللی دارای مصونیت سیاسی باشند ؟ این دیپلمات های دستگیر شده اخیر در هه ولیر ، از اعضای سپاه قدس هستند ،سپاد قدس یعنی چه ؟! سپاه قدس ، شاخه ایی از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است که عملیات ترورهای برون مرزی مخالفان جمهوری اسلامی ایران را رهبری ، تدارک و سازمان دهی می کند ، مغز متفکر سپاه قدس ، توریسین سپاه قدس ، ذوب شده ولات مطلقه فقیه ، اقای حسن عباسی می باشد، اقای حسن عباسی که یک نظامی پرورش یافته در مدرسه نظامی ترور جمهوری اسلامی ایران می باشد ، ایا باید دارای مصونیت دیپلماتیک و سیاسی باشد ؟ هر جنایتی در خارج از مرزهای ایران که دلش خواست انجام بدهد بعد در لباس دیپلمات ، بدون اینکه مشکلی برایش بوجود بیاید به خانه اش بر گردد ؟ ایا ایشان درامور بازرگانی و صدور ویزا برای کوردها که معتقد هستند ، اعضا این دفتر شغل اصلیشان و وظیفه اصلی انها این بوده و بعد خود نیز باز می گویند : در پاره ایی از موارد و مسایل این افراد جوابگوی حکومت فدرال کوردستان نبوده اند ، می توانسته است ، مثمر ثمر بوده باشد ؟! ایا براستی ایشان و همکاران ایشان که همه از اعضای سپاه قدس هستند و در منطقه کوردستان ایران در پایگاه های رمضان و غیره که زیر نظر مستقیم اقای احمدی نژاد و خامنه ایی اداره می شود و در سرکوب کوردهای کردستان ایران ، این پایگاه نقش مهمی را ایفا نموده است ، می توانند برای کوردها مثمر ثمر باشند و به انها خدمت ارایه داده باشند؟! ایا مسولان حکومت فدرال کوردستان ، به خصوص شخص اقای مسعود بارزانی رییس حکومت فدرال کردستان ، اوارگی های پدرشان و در بدری های خودشان رااز یاد برده اند ؟! ایا انها هیچگاه به این نیاندیشیده اند که با همکاری امریکا در سرنگون کردن حکومت صدام توانستند تا حدودی نظم و ارامش را در کوردستان تحت حاکمیت خودشان مستقر نمایند ، پس با این وجود ، چرا به این عمل امریکاییها در مورد دستگیری این دشمنان قسم خورده ملت کورد اعتراض داشته اند ؟! ایا اقای مسعود بارزانی نمی دانند که فرماندهان قرار گاه رمضان سپاه پاسداران ایران ، تشنه خون مبارزان کورد ایرانی هستند ؟ چرا اقای مسعود بارزانی ، در حالی که مقر تمامی مبارزان کوردستان ایران ، در خاک حکومت فدرال کوردستان عراق مستقر شده است ، به این افراد اجازه داده است ، به این مناطق رفت و امد داشته باشند ؟ در حین دستگیری این افراد توسط امریکاییها که با سند و مدرک این افراد را دستگیر کرده اند ، چرا باید اقای مسعود بارزانی اعتراض داشته باشد؟! یا شاید اقای بارزانی از این می ترسد که نیروهای امریکایی اعترافات اصلی را از این جانیان بگیرند ! و واقعیات بسیاری روشن گردند که پای انها گیر بیافتد و روح پدر مرحومش را که در راه مبارزه برای ملت کورد دمی نیاسود را به لرزه اندازد ، وقتی که قاضی محمد ، در کوردستان ایران در دوره رضا پهلوی ، جمهوری مهاباد را بنیاد نهاد ، انجا نقطه امید و خانه امن بارزانی بزرگ به حساب می امد ، اما حال که قرعه بر گشته است و جمهوری مهاباد متلاشی شده است ، همین پسر بارزانی بزرگ ، پسرها و نوه های قاضی محمد را در دژی حبس کرده است و به انها گوشزد کرده است که به همین راضی باشید و اگر بر علیه حکومت ایران دست از پا خطا کنید ، خودم نفستان را می برم و باز با این وجود افعی های تشنه به خون ، کوردهای ایران را در بیخ گوششان سکنی داده است و از دستگیری انها نیز ، گر چه هنوز گند کاری های افراد دستگیر شده بر علیه کوردهای کوردستان ایران ، به زیر سوال نرفته است ، نا خشنود است . امریکاییها در حال حاضر باز جو یی هایشان را بر این افراد دستگیر شده ، بر نقطه ایی متمرکز نموده اند که می خواهند در یابند ، این افراد چگونه وسیله نا بودی فرزندان امریکا را فراهم نموده اند و چه نوع نقشه های تروریستی را بر علیه مردم عراق طراحی کرده اند ، اگر امریکاییها در زیر فشار افکار عمومی و سیاستمداران تازه به دوران رسیده عراقی ، مجبور نشوند این افراد را ازاد نمایند ، می توان امیدوار بود که این جنایتکاران دستگیر شده ، اعترافات تکان دهنده دیگری را در مورد جنایت بر علیه کوردهای ایرانی ، بازگو نمایند .

در بین دستگیر شده ها ، نام شخص دیگری به چشم می خورد ، به نام محمد جعفر صحرا رودی ، اقای صحرا رودی هم از تروریستهای بزدل و ترسوی برون مرزی جمهوری اسلامی است ، که در ژوییه سال 1989 در شهر وین پایتخت اتریش دکتر عبدالرحمن قاسملو ، رهبر حزب دمکرات کردستان ایران را به قتل رسانده بود و در زیر مصونیت دیپلماتیک با وجود اینکه مدارک زیادی بر علیه او موجود بود ، به ایران گریخت و این بار در بیخ گوش حزب دمکرات کردستان ایران ، در کوردستان عراق دستگیر شد ، به حقیقت باید به اقای مسعود بارزانی تبریک گفت که در خاک پاک کردستان از مهمانانی که چشم دیدن کوردها را ندارند پذیرایی کرده است !

اما در اینجا لازم می دانم در مورد ترور دکتر عبد الرحمان قاسملو اندکی بنویسم ،اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو رهبر حزب دمکرات کردستان ایران ، در زمان سر دمداری اقای هاشمی رفسنجانی به یک جلسه به همراه دو تن دیگر از دستیارانش در شهر وین پایتخت اتریش در سال 1989 از جانب یک گروه که خود را هییت ایرانی و از جانب حکومت ایران معرفی کرده بودند ، به منظور مذاکره با ایشان برای حل مسله کورد ، دعوت به عمل می اید . اقای دکتر عبد الرحمن قاسملو که سیاستمداری دنیا دیده و دلسوز بودند ، با رویی گشاده این دعوت را می پذیرند و خوشحال از اینکه بتوانند مسله کورد در کوردستان ایران را ، از طریق مذاکره و گفتگو که ایشان همیشه به ان معتقد بودند ، حل نمایند ، به محل دعوت می روند . اما در حالی که انها با ان دسته سر گرم گفتگو بودند ، تروریستهای مسلح نقاب پوش جمهوری اسلامی ، وارد جلسه شده و ایشان را به همراه همراهانشان به قتل می رسانند ، اما به هییت فرستاده شده ، از جانب جمهوری اسلامی اسیبی نمی رسد . ولی اقای محمد جعفرصحرا رودی ، که طراح اصلی این ترور بوده است ، یا غیر عمد و یا به عمد و برای صحنه سازی ، از جانب مهاجمان که نیروهای تحت امر خود ایشان و اقای رفسنجانی بوده اند ، زخمی می شود . تروریستها به همراه اقای صحرا رودی به لانه جاسوسی جمهوری اسلامی ، یا به اصطلاح سفارت جمهوری اسلامی در وین فرار می کنند . در این موارد است که حکومت جمهوری اسلامی از نام سفارت ، خانه دیپلمات و مصونیت سیاسی ، سو استفاده می کند ، با وجود اینکه شواهد و مدارک زیادی بر علیه این افراد در اطریش موجود بوده است ، اما جمهوری اسلامی مقامات اطریشی را تهدید می کند که اگر دیپلمات تروریست هایش را بازداشت نمایند و انها را صحیح و سالم به ایران بر نگردانند ،حکومت جمهوری اسلامی نیز دیپلمات های اتریشی را بازداشت خواهد کرد . در نتیجه مقامات اتریشی هم از ترس بازداشت دیپلمات های خود و هم از ترس اینکه رابطه اقتصادی و تجاریشان با جمهوری اسلامی ایران قطع گردد ، در نهایت احترام و با گارد ویژه ، اقای صحرا رودی و دوستان تروریست ایشان را از طریق فرودگاه وین به ایران می فرستند . این هم گوشه ایی بود از عدالت و رعایت حقوق بشر در اروپای متمدن ، بعد از اینکه اقای صحرا رودی ، صحیح و سالم به جمهوری اسلامی تحویل داده شد ، دادگاه اتریش حکم جلب بین الملل ایشان را صادر نمود ( نوش دارو بعد از مرگ سهراب ) ایشان در دستشان بود ، حکم بازداشت هم صادر نشد ، اما وقتی که مطمین شدند از مرز اتریش خارج شده است ، بعد حکم جلب ایشان را صادر می نمایند ، بله ! ایشان بعد از انجام دادن این ترور موفقیت امیز از دست اقای خامنه ایی که مدال جنایتکاران را تقدیم می کند ، ترفیع درجه می گیرد و فرمانده قرارگاه رمضان در کوردستان ایران شدند و بد جوری هم به خون کوردها تشنه هستند . حال اقای مسعود بارزانی که خود را وارث بارزانی بزرگ و دلیر می نامد ، این اقا را به خاک کوردستان دعوت کرده است ، جا و مکان در اختیارش قرار داده است ، او را بیخ گوش مقر حزب دمکرات کوردستان ایران سکنی داده است و وقتی هم که دستگیر می شود اعتراض می کند ادای سیاست مدارهای مدافع حقوق بشر اروپایی را در می اورد . اقای مسعود بارزانی ، تو می توانی لحظه ایی را مجسم نمایی که اقای صحرا رودی متحد شما ، در وین با چه قصاوت و وحشی گریی رهبر حزب دمکرات کوردستان ایران را به رگبار بسته بود ؟! ایا در ان لحظه که ایشان این عمل را انجام داده است ، این حس دفاع از حقوق بشری شما زنده بود ؟! یا از روزی که بر تخت پادشاهی کوردستان ، تکیه زده ایی ، دارای چنین احساسی شده ایی که در دفاع از یک قاتل وحشی ، دم از مصونیت سیاسی و حقوق بشر و غیره می زنی ؟!
جالب اینجاست که دادگاه اتریش نیز گفته است ، اگر این خبر درست باشد و اقای صحرا رودی در بین بازداشت شدگان باشد ، بر استرداد او به اتریش ، برای مجازات پا فشاری خواهد نمود ، که فکر نمی کنم اقای هوشیار زریباری وزیر امور خارجه بگذارد این عمل صورت بگیرد ، چون اقای هوشیار زریباری به سفیر ایران قول داده است که انها را به زودی ازاد خواهد کرد و به ایران تحویل خواهد داد . لازم به ذکر است که بگویم اقای هوشیار زریباری نیز کورد است و فکر کنم این اقایان و اقای بارزانی و اقای جلال طالبانی رییس جمهور عراق که او نیز کورد است و در ازاد کردن این افراد فعالیت دارد ، کاسه ایی زیر نیم کاسه دارند ، به نظر می رسد که این افراد از مسایل دیگری از جمله افشا شدن توطیه ای که انها بر علیه کوردهای ایران انجام داده باشند بیمناکند ، که بر ازادی این افراد پا فشاری دارند . البته امیدوارم که چنین نباشد ، چون اگر چنین چیزی حقیقت داشته باشد و حقیقت داشتن این مسله هم دور از انتظار نیست به نظر من این افراد و به خصوص کوردستان امن اقای بارزانی ، وضعیت دیگری به خود می گیرد و شاید به دلیل پناه دادن ، به هیزم بیارهای جمهوری اسلامی ، به اتش ترور ، مورد خشم و غضب حکومت ایالات متحده و مردم ایالات متحده امریکا که هر روز چند نفر از فرزندانشان را در مبارزه با تروریزم در عراق از دست می دهند ، قرار خواهد گرفت .

پس در اینجاست که منافع مادی و انی و زود گذر ، نه تنها مانع از اجرای عدالت در کشورهایی مانند المان و اتریش که سر سخن و ته سخن سیاستمدارانشان ، دفاع از حقوق بشر و اجرای عدالت است، می شود ، بلکه گاهی ملیتی مانند ملیت کورد را که سالهای سال است در زیر یوغ ظلم و ستم حکومتهای مرکزی سوریه ، ترکیه ، ایران و عراق به سر برده اند را نیز با وجود دارا بودن یک درد مشترک ، به دسته های و گروه هایی ، گاها در تضاد با هم تبدیل می نماید .
آریان

پ.ن . متاسفانه قسمت مدیریتی این وبلاگ جدید ، گاهی ترتیب نقطه گذاری یا ویرگول گذاری نوشته هایم را بر هم می زند ، لذا اگر می بینید نوشته ها کج و کوله و نا مفهوم می گردند ، یا جای نقطه ها و ویرگول ها جا بجا می گردد ، تقصیر من نیست ، بلکه سیستم مدیریتی این وبلاگ ، این اشکالات را به وجود می اورد که در فکر بر طرف کردن این مشکل هستم ،البته اگر بتوانم .
مرگ بر امریکا گویان را چه می شود؟

حاکمان حکومت دینی ایران ، امریکا را شیطان بزرگ ، مرکز فتنه ، عامل بی ثباتی دنیا و ... و هر چه صفت بد که در دنیا سراغ دارند معرفی کرده اند و می نمایند ، مخالفان خود را با زدن بر چسب جاسوس امریکا بودن، به شدیدترین وجه ممکن ، مجازات می کنند .

با این توصیفها که همه از کم و کیف ان اگاه هستیم ، حاکمان حکومت دینی ایران در افغانستان ، عراق ، لبنان ، فلسطین و بسیاری از نقاط دیگر دنیا در حال تجهیز تروریستها هستند ، به منظور ضربه زدن به منافع ایالات متحده امریکا، اما بااین وجود ، تا حال تنها کسانی که ازاین اعمال شیطانی جمهوری اسلامی ایران ، ضربه دیده اند ، مردم بی گناه بوده اند و نه منافع ایالات متحده امریکا .

ایالات متحده امریکا به رهبری جرج بوش ، از انجا که هدف غیر انسانی حاکمان دینی ایران را بر علیه بشریت به خوبی دریافته است، لذا مبارزه ایی بی امان را بر علیه حاکمان این حکومت شروع کرده است. تا چند روز پیش ، این مبارزه به صورتی تدریجی و مرحله به مرحله بوده است ، اما از انجا که دوران ریاست جمهوری اقای بوش رو به اتمام است و کاری را که شروع کرده است ،هنوز تمام نکرده است ، لذا در این چند روز اخیر شتاب بیشتری به کارهایش در رابطه با نابودی و از هم پاشیدن حکومت دینی ایران ، داده است ، که از جمله می توان به حرکت ناوهای جنگی بیشتر به خلیج فارس ، تجهیز پایگاه اینجرلیک ، فرستادن نیروی نظامی بیشتر به عراق ، بلوکه کردن حسابهای سردمداران ایران ، تحریم های گوناگون و ... اشاره نمود .

اقای محمود احمدی نژاد که در خواب و خیال امپراطوری اسلامی شیعه ، به سر می برد ، در نطق ها و سخنرانیهایش برای مردم تحت حاکمیتش ، همچنان خود را در مقام یک قهرمان جلوه گر می نماید و در هر نطق و خطابه اش حملات تند و تو خالی زیادی را نثار امریکا و متحدانش می کند ، اما در باطن از انجا که هم او و هم اقای خامنه ایی ولایت مطلقه فقیه دنیای اسلام ، به خوبی می دانند که انها هارت و پورتی بیشتر ندارند و در عمل نیز یارای مقابله با ایالات متحده را ندارند ، لذا دیروز ساعاتی قبل از ورود خانم رایس وزیر امور خارجه امریکا به ریاض ، پایتخت عربستان سعودی ، اقای علی لاریجانی نماینده خود را به ریاض فرستادند ، تا در این لحظات حساس که ایالات متحده امریکا با دستگیری دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی و با استناد به مدارکی که از این دسته کشف شده است ، رابطه انها با تروریستهایی که در صدد ضربه زدن به نیروهای امریکایی در عراق هستند ، به خوبی اشکار شده است و بهانه خوبتری به امریکا داده است ، بتواند پیام حسن نیت جمهوری اسلامی ، را به ایالات متحده امریکا برساند و هر یک از اقای احمدی نژاد و خامنه ایی نامه های جداگانه ایی را برای پادشاه عربستان ارسال داشته اند ، تا ایشان برای بهبود روابط بین ایالات متحده امریکا و سران حکومت دینی ایران ، نقش میانجی را بازی نماید .

این در حالی است که امریکا شیطان بزرگ و پادشاه عربستان ، از جانب اقای خامنه ایی ، نوکر امریکا معرفی شده است ، اما در کمال نا باوری ، قاصد نامه بر انها ، یعنی اقای لاریجانی حامل پیام حسن نیت جمهوری اسلامی ایران برای امریکای جهانخوار بوده است .
پس ان همه مرگ بر امریکا کجارفت ؟ ان امپراطوری مقتدر شیعه کجا رفت ؟ ان شهادت طلبان جان بر کف کجایند ؟ اخرین مراحل تکمیل بمب هسته ایی که با فتیله و شمع و روغن ، اقای احمدی نژاد در صدد تکمیل ان است ، چه شد؟ چرا به این جهانخواری که معتقد هستید رو به نابودی است ، اینگونه ذلیلانه ، پیام حسن نیت برایش می فرستید ؟ مگر اقای خامنه ایی، شما تضمین حکومتت را از خدا نگرفته ایی ؟ پس از چه باک داری ؟! مگر اقای احمدی نژاد، شما هاله ایی از نور مقدس دور و برتان را احاطه نکرده است ؟ پس از چه بیمناکید ؟ مگر روسیه و کمونیستهای ونزولا و اقای چاورز که معجزه های شما به او هم سرایت کرده و همیشه نامش از صندوق انتخابات ، بدون رقیب بیرون می اید ، حامی شما نیستند ؟ مگر نمی خواهید به همراه تروریستهای لبنان و فلستین ، جهان را پر از عدل و داد بدون سایه شیطان بزرگ نمایید ؟! پس چرا به گریه و زاری افتاده اید و از شیطان و طاغوت برای دوام حکومتتان کمک می خواهید؟! آریان
پایگاه اینجرلیک و جنب و جوشهای امریکا ، بر علیه حکومت دینی ایران


ایالات متحده امریکا ، یک پایگاه نظامی مدرن و پیشرفته در کشور ترکیه ، در نزدیکی شهر آدانا دارد . این پایگاه یک پایگاه تقریبا می توان گفت ، چند منظوره است ، تدافعی ،تهاجمی ، عملیاتی ، بر علیه کشورها ، یا گروه هایی که خطری برای منافع ایالات متحده امریکا به حساب ایند.

قبل از اینکه ، حکومت در ظاهر لایک ، اما در باطن اسلامی رجب طییب اردوغان به قدرت برسد ، ایالات متحده روابط بسیار نزدیک و گرمی ، با دولتمردان ترکیه داشت . با وجود اینکه کشور ترکیه تلاش دارد ، به عضویت اتحادیه اروپا در اید ، کشور فقیری می باشد که دارای منابع زیرزمینی در امد زا ، در سطح بالایی نمی باشد و در اصل می توان یک نتیجه گیری کلی نمود که قبل از روی کار امدن حکومت اسلامگرای اقای اردوغان ، ایالات متحده امریکا بابابزرگ ترکیه به حساب می امد و تا حدود چشمگیری به انها کمک رسانی می کرد .

به سردی گراییدن روابط دو کشور، با وجود اینکه هنوز هم روابط دیپلماتیک ، در بین انها وجود دارد ، ازانجا اغاز گشت که ایالات متحده برای حمله به عراق ، روی ترکیه ، حساب بازکرده بود ، اما دولت اسلامگرای ترکیه ، علنا اعلام نمود ، که به امریکااجازه نخواهد داد ، از خاک و امکانات ترکیه و ارتش ترکیه ، به منظور حمله به عراق استفاده کند .

بعد از این تصمیم دولت ترکیه که بعدها ، ترکها پشیمان شدند ، چون انها به منابع نفتی عراق چشم امید داشته ودارند ، ایالات متحده پایگاه اینجرلیک را ، به حالت نیمه متروکه ، در اورد و تمامی هواپیماهای جنگی خود را ، از انجا خارج نمود، همین عامل و عوامل دیگری از جمله پایمال کردن حق کوردها از جانب حکومت ترکیه و بوی اسلام سیاسی برخاستن ، از دولت اردوغان ، باعث شد ، پروژه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا که در مراحل نهایی بود ، به مراحل بسیار پایین تری نزول نماید و به نظر من تا این اقای اسلامگرا بر روی کار باشد و بر این نوع سیاستهای دو گانه و ریاکارانه ادامه بدهد ، ترکهای بیچاره از نعمت خواب دیدن به عضویت درامدن در اتحادیه اروپا نیز محروم می گردند .

اما ایالات متحده بعد از اعلام استراتژی جدید ، در مورد حل معضڵ عراق ، توسط اقای بوش و بعد از سخنرانی ایشان که بیشتر تکیه کلامهایش ، بر روی حکومت های دمشق و تهران متمرکز شده بود و با لحن بسیار تندتری نسبت به گذشته و با عزمی راسختر سخن می گفت ، هدف مبارزه اش در عراق را ، تا نابودی تروریستهای اسلامی و حامیان انها اعلام داشت . به گزارش خبر گزاریها ، جنب و جوشهایی در پایگاه متروکه اینجرلیک ، به چشم می خورد ، همچنین خبر گزاریها اعلام نمودند که ایالات متحده امریکا تعداد زیادی هواپیمای جنگی را ، به این پایگاه باز گردانده است و خلبانان این پایگاه در حال تمرینات جنگی هستند .

هواپیماها ، زیردریاییها ، ناوهای جنگی و کماندوهای ایالات متحده امریکا ، بدون جهت و بی دلیل ، به جنب و جوش نمی افتند . امروزصبح ( 2006/01/11 ) نیز کماندوهای امریکایی ، در شهر اربیل که پایتخت کوردها است و کوردها به ان هه ولیر می گویند، به کنسولگری جمهوری اسلامی ، حمله کرده و چند کارمند انجا را ، دستگیر کرده که در بین دستگیر شدگان ، نام اقای حسن عباسی ، تیوریسین ترور سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ، به چشم می خورد ، تمامی اسناد و مدارک و کامپیوترها و اطلاعات موجود ، در این محل ، نیز به دست نیروهای امریکایی افتاده است ، لازم به ذکر است که اداره حکومت فدرال کردستان ، در دست نیروهای مبارز کورد می باشد که انها از طرح و هدف این حمله اظهار بی اطلاعی کرده اند و حتی هنگامی که نیروهای امریکایی می خواستند ، دستگیر شدگان را ، از طریق فرودگاه بین المللی هه ولیر ، به مکان نا معلومی انتقال دهند ، نیروهای مبارز کورد مانع این کار شده بودند ، اما با دریافت دستور از مقامات بالا ، دستگیر شدگان ، به مکان نا معلومی منتقل شدند . پنتاگون تا حال ، نظر شفافی را بیان ننموده است و تنها گفته اند که انها افرادی را دستگیر کرده اند که در صدد سازمان دهی و حمله به نیروهای امریکا بوده اند و با حمله کنندگان ، به نیروهای امریکایی در ارتباطی تنگاتنگ بوده اند ، البته منظور، دیپلمات تروریستهای جمهوری اسلامی بوده است ، ولی به نام و هویت دستگیر شدگان ، اشاره ایی نشده است . حتی در پیامی ، پنتاگون اعلام نموده است که نه به کنسول ایران ، بلکه به هیچ یک از مراکز اداریی ، حمله نکرده است ، بلکه این حمله بر علیه افرادی بوده است که تحت تعقیب نیروهای امنیتی امریکا بوده اند و دستگیر شده اند، خلاصه فعلا ابهاماتی موجود است .

حمله به کنسولگری ایران ، جنب و جوش پایگاه اینجرلیک ، جنب و جوش نیروهای امریکا در خلیج فارس ، بعد از سخنرانی تند اقای جرج بوش ، برعلیه جمهوری اسلامی و تروریستان ، مثلث قرمزخطرناکی، برای موجودیت جمهوری اسلامی ، اقای ولایت مطلقه فقیه ، اقای دکتر محمود احمدی نژاد که به بن لادن شیعه لقبش می دهم ، طرح های حمایت از تروریزم بین المللی، به حساب خواهد امد .

کسانی که خود را در بین افراد بی گناه منفجر می کنند ، به نام دفاع از اسلام ، دفاع از فقرا ، ایجاد حکومت عدل الهی دروغین،کسانی که خود را در بین انسانهای بیگناه مخفی می کنند ، انسانهای بیگناه را سنگر خود قرار می دهند و هدف خود را جهاد و مبارزه در راه خدا بیان می دارند ، به نظر من ، ترسو ترین انسانهای روی کره خاکی هستند ، چون اگر هدف این افراد ، به حقیقت مبارزه است ، می توانند در یک سنگر رو در رو و مشخص ، در مقابل ان نیرو و یا گروه و یا کشوری که با ان سر جنگ و دعوا دارند ، قرار بگیرند ، نه اینکه خود رادر بین زن و بچه مردم قایم نمایند ، بی گناهان رابربایند ، خود رادر بین بی گناهان منفجر نمایند ، این مبارزه نیست ، این شهادت طلبی نیست ، این دلاوری نیست ، این افراد ، جنگجویان اسلام واقعی نیستند ، جنگجویان اسلام واقعی ، سنگر و دژ خود را ، بر علیه دشمنانشان می ارایند و زن و بچه های بی گناه را ، در پشت سر خود جای می دهند ، نه سپر خود ، سربازان و دلاوران اسلام واقعی ، طبق گفته های قرانی که خود ، بر اساس اعتقاد به ان می جنگند ، نه تنها بی گناهان مملکت خود را ، به قتل نمی رسانند ، بلکه اگر در جنگی ظفر یافتند ، پیروز شدند ، افراد بی گناه قبیله دشمن خود را نیز با دیده احترام می نگرند . پس به راستی و به حقیقت ، برای مبارزه با این نوع طرز تفکرات بنیاد گرایانه ، حقه بازی ها ، جرم و جنایت ها ، جوانان بیچاره را شستشوی مغزی دادن ها و به انها با دروغ و حقه بازی ، وعده بهشت دادن ها ، را پایانی لازم است . دست اسلام گراهای تند رو ، حتی برای بسیاری از رهروانشان نیز رو شده است . دنیای متمدن امروزی نمی تواند ، تفکرات عصر حجری را تحمل کند .در نهایت با فعالیتهای ایالات متحده امریکا و به خصوص شخص جرج بوش ، بر علیه مبارزه با تروریزم بین المللی ، می توان امیدوار بود که دست بن لادن ها ، احمدی نژاد ها ، خامنه ایی ها ، نصر الله ها ، بشار اسد ها ، حماس ها ، طالبان ها ، بر علیه بشریت ، قطع خواهد شد .آریان
یک توضیح

بعد از اینکه ( این) مطلب را نوشتم ، چند نظر علنی که در قسمت نظرات موجود است و چند نظر غیر علنی که نویسندگان این نظرات مایل نبوده اند که نظراتشان را در معرض دید عموم بگذارند ، دریافت کردم، که لازم دیدم توضیحاتی را در اینجا بنویسم.

مطالبی را که در این صفحات به نگارش در می اورم نظرات شخصی من است ، دیکته شده یا سفارش شده از جانب هیج شخص و گروه و یا قدرت و ابر قدرتی نیست ، بنا به اصل ازادی بیان که به ان معتقد هستم ولی با این وجود هیجگاه از دایره ادب و نزاکت نیز سعی می نمایم که خارج نشوم ، به خود حق داده و می دهم نظراتم را بنویسم و هیچگاه نیز پا فشاری و اصرار نمی نمایم که نظراتم صد در صد درست هستند ، شاید بسیاری از نظرات و نوشته های من غلط باشند ، اما من خودم این نظرات و نوشته های خودم را درست می دانم و اگر کسی پیدا می شود و یکی از نظرات یا نوشته های من را قبول ندارد ، یا به ان اعتراض دارد ، باید بگویم که او از دید خود و بر اساس درک و اموزه ها و بینش خود ، به این کار دست می زند ، اما هر کس هر نظری که داشته باشد ، تا انجایی که از دایره ادب خارج نگردد و از روی تند خویی و خشونت نباشد ، من به نظر ان شخص احترام می گذارم ، ولو اینکه ان نظر را قبول نداشته باشم و در عین حال باز به خود حق می دهم که از نظر خود دفاع نمایم و کاستی ها ، یا اشکالات نظر طرف مقابلم را بر بشمارم ، بدون اینکه با کسی سر جنگ و دعوا و خون ریزی داشته باشیم .

حال اصل قضیه ، یکی از پیامهای خصوصی که در مورد این مطلب قبلی که در مورد ایت الله بروجردی نوشته بودم ، را که دریافت کرده ام ، به این صورت است که شخص پیام گذار ، گفته اند با توجه به اینکه این نوشته من و چند نوشته دیگر از جانب من را خوانده است ، به این نتیجه رسیده است که من پدر کشتگی عجیبی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام دارم ، ایشان از من خواسته اند که در مورد این پدر کشتگی و دشمنی که در من ، در مقابل دین اسلام بوجود امده است ، توضیح بدهم ، که من امیدوارم این دوست پیام گذار که در کمال خلوص و ادب این مطلب را بیان داشته اند و من در اینجا ایشان را به دلیل نوشته زیبایشان ، ستایش می کنم ، بتوانند ، توضیح من را بخوانند که در زیر به نگارش می گذارم ، بعد از این دوست یک دوست دیگری که به نام ( یک روحانی) یک نظر اشکار و دو نظر خصوصی نوشته اند ، در یکی از نظرات خصوصی ایشان خواسته اند، در مورد سرنوشت ایت الله بروجردی به ایشان خبر بدهم و اینکه تحقیق کنم ، بدانم که چه بر سر ایشان امده است ، در پاسخ به این دوست باید بگویم ، که من هیچ خبری از سرنوشت اقای بروجردی ندارم ، اما با وجود اینکه خبر نگار نیستم و دستی نیز در درون حکومت ندارم، ولی با توجه به شناختی که از عملکردهای جمهوری اسلامی دارم و باز با توجه به اینکه می دانم که اقایان در راس حکومت برای ماندن بر قدرت ، از هیچ جرم و جنایتی مضایقه نمی کنند ، حتی بر علیه کسانی که از سنخ خود باشند ، ولی بو بدهند که برای ماندن بر قدرت حاکمان ایران ، خطر درست می کنند . باید گفت ایشان اگر در این مدت بازداشت، از گفته و نظرات خود پشیمان نشده باشند و توبه نامه جمهوری اسلامی و التزام به ولایت مطلقه فقیه را امضا ننموده باشند، در وضعیت بسیار بدی بسر می برند و در نهایت ، امکان مرگ ایشان نیز بسیار سهل و ساده ممکن است ، اما اگر ایشان از نظرات خود بر گشته باشند و تعهد داده باشند ، که از این پس اقدامی علیه کارهای انها انجام ندهد و اینقدر به اسلام سیاسی گیر ندهد، ایشان به زودی در کمال صحت و سلامت ازاد خواهند شد و اگر تعهد این را نیز داده باشند که با انها در جهت استمرار حکومتشان همکاری نماید ، هیچ که ازاد می شود ، بلکه امکان سفرهای داخلی و خارجی و حضور در محافل بین المللی نیز برایشان فراهم می شود و خلاصه نانشان در روغن می افتد ، همچنانکه مبارزان زیادی داشته و داریم و تند روی های بسیار بر علیه جمهوری اسلامی و حتی شخص ولی فقیه انجام دادند ، اما حال در کمال صحت و سلامتی و ازادی بر خوردارند . البته باید این نکته را اضافه نمایم که من غیب گو و غیب دان نیستم، بلکه این نظرات با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی و با توجه به شناختی که من از این عملکردهای جمهوری اسلامی دارم ، بیان شد .

اما توضیحی برای ان دوست دیگر ، دوست عزیز ، من هیچ پدر کشتگی و هیچ دشمنی با دین اسلام ، دینداران و مروجان دین اسلام ندارم ،تا جایی که قوانین دین اسلام ، عملکرد دینداران ، عملکرد مروجان دین ، بر خلاف منطق ، استدلال ،بشریت ، ازادی ، برابری و خلاصه تمامی هنجارهای خوب و پذیرفته شده نباشد .
اسلام سیاسی یا اسلام حکومتی را تحت هیچ شرایطی و با هیچ دلیل و برهانی قبول ندارم و پدر کشتگی من با اسلام سیاسی ، یا اسلام حکومتی است، نه تنها با اسلام سیاسی بلکه با هر دین سیاسی و حکومتی مخالف هستم ، جون من معتقد هستم که وقتی که دین و سیاست با هم ترکیب شوند ، فساد و دیکتاتوری متولد می شود ، همچنانکه می بینیم نه تنها در ایران ، بلکه در بسیاری از کشورها که دین و سیاست با هم ترکیب گشته اند ، فساد در تمام زمینه ها بیداد می کند و یکعده ایی به زور و با استناد به یک موجود نا پیدا و ناشناخته، حکومت و عملکردهای بد خود را توجیه می کنند .
به نظر من اگر دین خود را وارد محدوده سیاست ننماید ، از قدر و منزلت بیشتری بر خوردار می گردد و من هیچگاه مخالف دینداران واقعی نیستم ، اتفاقا خیلی از این نوع افراد خوشم می اید و روش زندگی این نوع افراد را تا جایی که دینداری خود را به رخ دیگران نکشند و یا از ان سو استفاده ننمایند ، قبول دارم . من کسانی را که به حقیقت به دنبال یک معبود و یک خالق هستی می گردند ، قبول دارم ، کسانی که اعمال خوب و تفکرات خوب را با استناد به مطالب دینی به جامعه تزریق می کنند، لایق احترام هستند ، من نسبت به این نوع افراد ادای احترام دارم . در نهایت می خواهم بگویم نه تنها با دین اسلام به عنوان راه و روش زندگی برای افراد جامعه ،مخالف نیستم ، بلکه نسبت به دینداران واقعی از هر دین و مذهب و ایینی که باشند ادای احترام دارم ، اما با دین سیاسی یا حکومت دینی مخالف هستم .
آریان
گفته های گونه گون

با هزار بدبختی خود را راضی نمودم ، تا در پست قبلی تمجیدی از عملکردهای جمهوری اسلامی به عمل اورم ، البته اگر نام ان را تمجید گذاشت ، خیلی سعی کردم به حقیقت تمجید نمایم ، من هم دوست دارم ، مانند هر وطن دوستی که به واقعیت دوست دارد از کشورش از حکومت خوب کشورش تمجید نماید ، تمجید نمایم ، اما به راستی نمی شود ، تا با هزار بدبختی می گردی ، یک نقطه مثبت و خوب از عملکردهای حکومت و حکومت داران دینی حاکم بر ایران ، پیدا می کنی ، بدیهای بی شمار این اقایان ، مانند مارهای چند صد سر ، از این گوشه و ان گوشه سر بر می اورند.

از عملکردهای سیاسی چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی این اقایان به واقعیت نمی توان نقطه امید و مثبتی یافت ، در سطح بین المللی از هر چه جریان شار لاتان و بد نام است طرفداری و حمایت می کنند ، که همانا می توان به حزب الله لبنان و مبارزان حماس فلسطین اشاره کرد و جالب اینجاست که به هر دو جناح ادمکش تروریست داخل عراق ، یعنی شیعی های تندرو و سنی های تندرو جداگانه و مخفیانه کمک می رسانند ، شیعی ها را بسیج نموده اند ، مسلح کرده اند ، که سنی ها و کورد ها را به قتل برسانند و در طرف مقابل سنی ها را یاری رسانده و ترغیب می نمایند که شیعی ها را به قتل برسانند ، این چند جمله اخیر ، با توجه به اسناد و مدارکی است که امریکاییها در چند روز گذشته ، از چند تروریست جمهوری اسلامی ، که تحت نام دیپلمات وارد عراق شده بودند ، به دست امده است ، ولی سوال عجیب برای من این است که با این وجود ، به چه حقی ارتش امریکا این افراد را ازاد نموده است ؟! شاید مصونیت دیپلوماتیک در سطح بین المللی بسیار بالا باشد ، که حتی با وجود اینکه ثابت شود ، افرادی مرتکب قتل شده اند ، یا در صدد خرابکاری بر علیه بشریت هستند ، همینکه پاس دیپلماتیک خود را نشان بدهند ، از هر مجازاتی معاف می شوند ، به راستی نمی دانم ، یا شاید کاسه ایی زیر نیم کاسه باشد ، یا اینکه خبری که امریکاییها انعکاس دادند دروغ است .

اقایان حاکم بر حکومت دینی ایران از اینکه روسیه هم به قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی رای مثبت داده است ، ناخرسند هستند و معتقد هستند که روسیه با این عملش انها را در نصفه راه تنها گذاشته است و حتی از ان به از پشت خنجر زدن یاد می کنند ، من با وجود اینکه مثل اقایان حاکم بر ایران خود را سیاستمدار نمی دانم ولی انها خود را عقل کل و ولی ملت ایران می دانند ، اما با این تفاصیل هیچ نقطه ایی را از تاریخ روسیه با ایران چه از زمان کمونیستیش و چه حالش که البته فرقی نیز با دوران کمونیستیش ندارد و بلکه بدتر هم هست را سراغ ندارم که روسیه در حق مردم ایران به اندازه نوک سوزنی خوبی کرده باشد ، این اقایان تصور کرده اند که روسیه از منافع خود دست می کشد و تنها و تنها وظیفه اش این است که در هر شرایطی در کنار دینداران و طرفداران اسلام ناب محمدی بماند؟! روسیه فعلی و روسیه قبلی ، هیچگاه چشم دیدن دینداران اسلامی را نداشته و ندارد و در حال حاضر نیز شورشیان دینی مملکتش را به فجیعترین وجه ممکن از صحنه به در کرده و بدر می نماید ، روسیه در حال حاضر نیز ، که از جریانات اسلامی خارج از مرزهای خودش اشکارا و پنهانی حمایت می کند ، دو هدف عمده را دنبال می نماید ، هدف اول اینکه روسیه در عین حالی که متحد ایالات متحده امریکا می باشد ، اما در خفا ارزو دارد که سر به تن هیچ امریکایی نباشد و بدین منظور از جریانات اسلامی ، پنهانی حمایت می کند ، چون در حال حاضر ، تند رو های اسلامی دشمن سرسخت ایالات متحده امریکا و منافعش در سطح بین المللی به حساب می ایند ، هدف دوم روسیه فروش سلاح هایش می باشد ، اگر به دقت نگاه کنیم و تجزیه و تحلیل کنیم ، در دست هر تروریست ، حداقل یک کلاشینکف ساخت روسیه را می توان یافت ، به غیر از اینکه سلاح های مخرب دیگر را نیز گاهی بدون مارک و مشخصاتش در اختیارشان می گذارد .

در حالی که اقای احمدی نژاد در گذشته اشاره فرمودند که ایران ظرفیت گنجایش صد و بیست میلیون نفر را دارد و امکانات برای این تعداد موجود است ، اما با فرارسیدن فصل سرما به خصوص در نواحی غرب کشور ، که بیشتر ساکنین انجا را کوردها تشکیل می دهند ، در سرمای زیر سی درجه مردم این نوحی از نعمت گاز و نفت برای گرم نگه داشتن خانه هایشان ، محروم مانده اند ، مردم به جان امده به صورتی مسالمت امیز و مدنی ، بیان نموده اند که لازم نیست هزینه های گزاف چند صد میلیون دلاری را در تاسیسات هسته ایی و یا به جیب عرب های فلسطینی و لبنانی که با این پولها مردم بی گناه را به قتل می رسانند ، سرازیر نمایید ، به جای این کارها سوخت ، که جزو مایحتاج اولیه و ضروری ما است را در اختیارمان بگذارید ، که این عمل و این شکوه و گلایه ها از جانب حاکمان دینی ایران ، توطیه های غرب و صهیونیست ، اقدام علیه امنیت ملی و ... نام گرفته است و با این افراد که حق خود را مطالبه نموده اند ، مهرورزی اسلامی شده است و حسابی گوشمالی شده اند و برای اینکه جرم دستگیر شده ها را سنگین تر نمایند ، برادران بسیجی و جان بر کف ولایت فقیه ، شیشه های چند بانک و اداره دولتی را خرد کرده و این عمل را به گردن دستگیر شدگان و تجمع کنندگان انداخته اند و انها را اجیر شدگان غرب و کشورهای غربی لقب داده اند .

این خانم شیرین عبادی اخوند زاده عزیز ، که با نوشتن مدینه فاضله در نوشته هایش و گاها از زاویه مهرورزی های اسلامی ، صلح بین المللی را تجزیه و تحلیل می کند و جایزه صلح را ربود ، اما در موارد نقض حقوق بشر ، در کشورش چیزی نمی نویسد و نمی گوید ، ولی با این وجود ، خوب نانش در روغن افتاده است ، هفته و ماه نیست که چند سفر خارجی به محفل های مهم بین المللی انجام ندهد و جالب اینجاست که به هر جا پا می گذارد و دهان باز می کند از عدالت اسلامی و مدینه فاضله اسلامی و صلح بین المللی که به اعتقاد ایشان با تکیه به ارمانهای اسلامی میسر است ، اصرار و پا فشاری عجیبی دارد و جالب اینجاست که مقام زن را در دین اسلام بسیار با ارزش و با اهمیت بر می شمرد ، در حالی که خود حتی در زیر یوغ حکومت دینی از نعمت دست دادن ، به منظور احوالپرسی ، با یک مرد و یا رو سرییش را باز کردن محروم است ، اما همینکه پایش به خارج از ایران می رسد ، ارایش کرده و بدون حجاب با این و ان عکس های فانتزی و یادگاری می گیرد و دو گانه گویی ها و متضاد سخن گفتن هایش را از یاد می برد ، اما با این تفاسیر امیدوارم ، همان یک ذره اندکی نیز که از حقوق بشر دم می زند ، باعث به باد دادن سرش نشود و موفق باشد .

اقای گنجی هم ، ان همه شمع برایش روشن کردند و قهرمان ساختند و شاخ و برگش دادند و اراستندش و در کمال ناباوری ، با وجود اینکه گفته بود خامنه ایی باید برود ، عفو خورد و جالب اینکه صاحب پاسپورت شد ، به کشورهای متفاوت و محفلهای گوناگون رفت ، نطقهای زیادی ایراد فرمودند ، من خیلی ها را سراغ دارم که نه تنها نگفته اند خامنه ایی باید برود ، بلکه نگفته اند جمهوری اسلامی نیز بد است ، بلکه تنها مورد سو ظن قرار گرفته اند که شاید عملی مانند انقلاب مخملی و نرم و غیره انجام بدهد ، در حالیکه این کاره ها هم نبوده است ، محو و نابود شده است و اب از اب هم تکان نخورده است ، به هر حال اقای گنجی به واقعیت سختی بسیار کشیدند ، گرچه خاموشند ، اما حق دارند ، چون حکومت مهر ورز اقای احمدی نژاد با کسی شوخی ندارد
.
آریان