آریان
یک عملکرد مثبت از جانب حکومت جمهوری اسلامی

از انجایی که من حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی غیر مردمی ، حکومتی مدافع ترور و تروریزم بین المللی، حکومتی که در صدد گسترش بنیاد گرایی اسلامی شیعه ، در درون مرزهای ایران و خارج از مرزهای ایران ، حکومتی ، دشمن ملیتهای مختلف ایرانی، از جمله : کورد، لر ،بلوچ ،عرب غیر شیعه ،اذری و حتی فارس ،حکومتی ،ناقض حقوق بشر ، حکومتی ، مخالف ازادی بیان و ابراز عقیده و ... و ... می دانم ، لذا بیشتر مقالات و تفسیرهایی را که نشات گرفته ، از تفکرات خودم می باشد ، بدون وابستگی به هیچ جریان و گروهی ، در اندیشیدن ، در رد عملکرد های این حکومت ، در سطح داخلی و بین المللی ، بوده است .

اما در اخبار امروز خواندم ، که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکومت که در اصل دستگاه سرکوب عقاید و نظرات مخالف و یا منتقد حکومت دینی می باشد و من ان را به مانند دستگاه تفتیش عقاید مصیحیت ، در قرون وسطی می بینم ، که چه جرم و جنایتهای عظیمی را بر علیه روشنفکران و اندیشمندان ان زمان انجام داده است، عمل بسیار خوب و بیانیه خوبی را منتشر نموده است ، به این مضمون : که از این پس چاپ و انتشار تصاویر ایمه اهل دین را ممنوع اعلام نموده است و هدف از این عمل را جلوگیری از خرافه پرستی اعلام نموده اند و تصریح کرده اند که ، با متخلفین یعنی کسانی که از این پس به چاپ و انتشار این تصاویر بپردازند ، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت .

من همچان که در ابتدای این نوشته اعلام نمودم ، با وجود اینکه حکومت جمهوری اسلامی را با توجه به دلایل بالا و دلایل متعدد دیگری قبول ندارم ، اما این بیانیه و تصویب چنین بیانیه ایی را از جانب چنین حکومتی می ستایم و این عمل را عمل مثبت و خوبی ارزیابی می کنم .

خرافات و اشاعه خرافات از جمله افت های خانمان بر اندازی است ، که طرز تفکر و بینش بسیاری را تحت الشعاع قرار داده است و رواج و گسترش این معضل بسیاری را به ورطه نابودی کشانده است .

من افراد بسیاری را سراغ دارم ، با وجود اینکه تحصیلات دانشگاهی دارند و در سطحی بسیار عالی به کسب علم پرداخته اند ، اما دارای تفکرات خرافی هستند .

برای اینکه به عمق فاجعه خرافه و بدنبال خرافه بودن پی ببریم ، من در اینجا به یک نمونه بسیار کوچک ، اما بسیار خطرناک اشاره می نمایم .

افرادی که در حال حاضر بسیار ملموس هستند و ما هر روز شاهد عملکرد این افراد بر علیه خود و بشریت هستند ، را در دور و بر خود می بینینم که در اصل ریشه عمل این افراد و موتور محرکه این افراد را خرافات تشکیل می دهد.

منظور من افرادی هستند که به عملیات انتحاری ترور دست می زنند ، شاید بسیاری از عزیزانی که به وبلاگ من مراجعه می نمایند و گاهی من را به نامهایی مانند : وابسته به صهیونیست ، اسلام ستیز ، وابسته به غرب ، جیره خوار غرب و بسیاری القاب غیر واقعی دیگر متهم می کنند ، در بیان این مطلب نیز ، بر چسب های دیگری را بر پیشانی من بچسبانند ، اما من عقیده دارم که قبل از اینکه این افراد داغ کنند و طرف مقابلشان را بی دلیل و بر اساس پیش فرضها و داوریهای نابجا ، ترور شخصیتی نمایند ، حداقل به خود جرات بدهند و به عمق این بینش و تفکر وارد شوند و در نهایت بدون پیش فرض و پیش داوری ، به داوری و قضاوت بپردازند ، به هر حال ، می خواستم بگویم که این افرادی که هم خود و هم دیگران را از بین می برند ، اسیر خرافات هستند ، خرافات قدرت تعقل را از این افراد گرفته است ، شاید بعضی عقیده داشته باشند که انجام دادن چنین اعمالی ، اعتقاد و دین داری بسیار قوی این افراد است و ان را نوعی مبارزه بدانند ، اما من باید بگویم ، کسی که دارای اعتقاد قوی می باشد و معتقد است که دینش یا مذهبش یا فکرش یا ملیتش یا راهش بهترین است ، برای اثبات این نوع ادعاها و به کرسی نشاندن حقانیت یک دین ، یا یک عقیده ، تنها راه چاره ، خود کشی یا دیگران را کشتن نیست ، برای اثبات یک نظر و یک بینش و یک مرام واقعی ، فشار اوردن و با زور ، تحمیل کردن نتیجه خوبی نمی دهد .
بسیاری عقیده دارند که دین اسلام بهترین و برترین و اخرین دینی است که همه مردمان دنیا باید به ان بگروند تا رستگار شوند و اگر کسی مخالفت ورزد ، یا به ان نگرود ، به عقیده این افراد باید شمشیر عدل و داد اسلامی بر گردنش فرود اید . اگر دین اسلام بهترین و اخرین دین اسمانی است ، به نظر من لازم نیست ، ان را با زور شمشیر و سر نیزه و ترور ، به دیگران تحمیل کرد ، چون انجام فشار برای تحمیل کردن این دین ، در اصل نه تنها خوب بودن دین را به اثبات نمی رساند ، بلکه بر عکس حق بودن و کامل بودن ان را نیز به زیر سوال می برد و به جای اینکه نتیجه مثبت گرفته شود ، نتیجه منفی گرفته می شود .
در ورود به این بحث ، هدف من زیر سوال بردن دین اسلام و یا حق ، یا باطل جلوه دادن ان نیست ، چون برای ورود ، به اثبات حقانیت ، یا غیر حقانیت دین اسلام و یا هر دین دیگری ، لازم به بحث و جدل و نوشتن خروارها نوشته و مقاله است ، بلکه هدف من به اثبات رساندن این اصل است که خرافه پرستی و انجام اعمالی که به نظر بعضی افراد برای به اثبات رساندن این دین ، از ان استفاده می کنند ، از جمله : فشار ، ترور ، ادم کشی ، راه درستی نیست و دقیقا نتیجه عکس می دهد .
ما هر روز شاهد هستیم ، در کشور عراق ، ایران ، سوریه ، لبنان، فلسطین ، افغانستان ، سودان و ... افراد زیادی در زیر نام دین و توسط کسانی که خود را ماموران خدا می دانند ، سلاخی می شوند ، صدام حسین که چند ساعت قبل از نوشتن این مقاله ، به دار اویخته شد ، در زیر نام اسلام و در حالی که حتی تا پای چوبه دار، یک جلد قرآن را با خود حمل می کرد ، هم خود را مامور خدا بر کره زمین می دانست و ان جرم و جنایت هایی را که بر علیه بشریت انجام داده را انجام امر خدا نامیده است و ما شاهد هستیم که چه جنایت های هولناکی را بر علیه بشریت انجام داد ، ایا چنین شخصی ، که دارای تحصیلات عالیه نیز بود ، دچار توهم و خرافه پرستی نبود ؟!
بسیاری افراد سود جو هستند ، برای اینکه سلطه خود را بر روی مردم ادامه دهند و از مردم سواری بگیرند ، از فرمولها و روشهایی ، برای بر انگیخته نمودن احساسات افراد استفاده می کنند ، که اگر به دقت انها را ریشه یابی نماییم به ریشه خرافات می رسیم .
حال ، جمهوری اسلامی در این زمینه یک گام مثبت بر داشته است و با این عمل تا حدود چشم گیری از گسترش و تداوم خرافات جلوگیری می نماید و اگر این عمل را در جنبه های دیگر نیز گسرش می داد وبا انها مبارزه می کرد ، از جمله اثبات عدم اتصال مقام رهبری ، یعنی ایت الله خامنه ایی ، با بارگاه اللهی ، تفهیم به اقای احمدی نژاد در این مورد که : شما در ان هنگامی که در مقر سازمان ملل سخنرانی می کردی و احساس کرده ایی که هاله ایی از نور الهی ، تو را احاطه کرده است ، این نور الهی و غیبی نبوده است ، بلکه پروژکتورهای قوی روبرویت بوده است که تو این طور احساس کرده ایی و یا اینکه تفیم این مطلب به حامیان و بانیان دولت جمهوری اسلامی که شما که فکر می کنید ، مشروعیت حکومتتان را از خدا گرفته ایید ، در اشتباه هستید و در اصل مشروعیت حکومت را باید از خلق الله گرفت ، نه از خود الله ، چون این خلق الله هستند که باید ازادانه تصمیم بگیرند که چه افراد و یا گروههایی ، لیاقت این رادارند که بر انها حکومت نمایند ، بسیار کار پسندیده و خوبی می شد .
آریان