قطعنامه پشت سر قطعنامه بر علیه جمهوری اسلامی ایران
حکومت جمهوری اسلامی ایران ، که خورشید موجودیت خود را رو به غروب می بیند ، هر روز بحرانی جدید و مشکلی جدید هم برای ملت ایران و هم برای مردم سایر کشورها می افریند.
فشار و ایجاد رعب و وحشت و به زور حکومت کردن بر مردم ایران ، امر جدید و تازه ایی برای حکومت ایران نیست .این حکومت از بدو تاسیس دارای چنین عملکردی بوده است ، با این تفاوت که در برهه هایی از زمان ، عملکردها و فشار اوردن ها موجه و خوب جلوه داده شده اند.
برای اینکه به حقیقت ، به نتیجه برسیم ، که خود ما ملت ایران در ایجاد چنین حکومتی نقش بسزایی داشته اییم و از همه مهمتر خود ما ، این اختیاراتی را که از کنترل خارج شده اند را به این حکومت و رهبران این حکومت داده اییم ، لازم می دانم اندکی به گذشته بر گردم .
وقتی که ما مردم ایران ، از ظلم حکومت شاهنشاهی به ستوه امده بودیم ، با دستان خالی ، اما با اراده ایی اهنین و عزمی راسخ و محکم ، حکومت تا دندان مسلح پهلوی و مقتدر خاور میانه را سرنگون نمودیم ، ازانجا که ملت ایران ، ملتی است دارای فرهنگ و تمدنی بسیار درخشان و قابل تامل و از انجا که این ملت هیچگاه جنگ خواه و خون ریز نبوده است و از همه مهمتر ، احترام گذاشتن به شخصیت های دینی و بزرگان ملت ، در رگ و پوست و خون این ملت ریشه دوانده است ، زمام امور را به پیر دنیا دیده و رنج کشیده ایی سپردند ، که همانا اقای خمینی باشند ، ملت ایران ازانجا که ایت الله خمینی ، پیری هجران دیده بود، پیری سرد و گرم چشیده بود، پیری دیندار بود و...و... احساس کردند ، که منجی و نجات دهنده ملت ایران و کشور ایران ، ایشان می باشند . البته لازم به ذکر است ، که گفته های اقای خمینی و نطقهای ایشان و رهنمودهای ایشان و همچنین تبلیغات طرفداران ایشان ، در ایجاد این حس اعتماد به ایشان بی تاثیر نبوده است .
امام خمینی با هزاران وعده و وعید وارد کشور شدند ، کار به جایی رسید ، که مردم چهره ایشان را در ماه می دیدند ، ظاهر ارام و بی پیرایه و ساده ایشان یکی دیگر از عوامل جلب حس اعتماد ملت ایران به ایشان بود . ایشان ابتدا اعلام کردند ، که در کارهای حکومتی دخالت نخواهند کرد و حکومت را به افراد تحصیل کرده و با تجربه ، که در امر حکومت داری خبره و کار امد باشند ، خواهد سپرد ، ایشان تصمیم داشتند و بزرگترین ارزویشان این بود ، که به شهر قم رفته و در انجا اطراق نماید و مانند یک طلبه به تحصیل و تدریس بپردازد . نظر بسیار خوب و به جایی بود ، با زبان حال بارها بیان نمود ، که از حکومت داری چیزی سرش نمی شود ، حکومت داری بلد نیست ، هدفش این نیست که در راس حکومت باشد و....
اما به یک باره همه چیز وارونه شد ،ملت ایران که خود را اماده کرده بود ، تا اینکه بعد از یک عمر بدبختی و بیچارگی در زیر سلطه پادشاهان ، دمی بیاساید و روی خوش و مزه شیرین ازادی را بچشد ، ناگاه خمینی را در مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح، انتخاب کننده دولت، ولی فقیه و در نهایت خدای ایران زمین و جهان اسلام دیدند .
فعالیت احزاب فراوانی که در بحبوحه انقلاب ، به فعالیت و ایجاد تشکل پرداخته بودند ، محدود شد ، کم شد، از صافی گذشتند ، چند حزبی باقی ماندند ، انها هم بعد از مدتی برچیده شدند، ملاک شد ، تعهد به نظام ، پایبندی به اصول نظام، کسانی که انتقاد داشتند و یا مخالف بودند ، از دم تیغ گذشتند.
مخالفان و منتقدان نام محارب و مفسد فی الارض گرفتند، کسانی که ازادی می خواستند ، می خواستند حرف دلشان را بزنند، جاسوس شیطان بزرگ و وابسته به صهیونیست و ..... نام گرفتند ، یا حذف فیزیکی شدند و یا سرب داغ در دهانها و دلهایشان ریخته شد، ملیت های گوناگون ایران ، از جمله : آذری، کورد، بلوچ، لر،عرب و..... که حق روای خود و سهیم شدن در امکانات کشوری و لشکری و اقتصادی را می خواستند ، وابسته به روس و امریکا ، نام گرفتند و با برچسب تجزیه طلبی ، به شدیترین وجه ممکن سرکوب شدند.
شدت سرکوب ملیت های ایرانی و موجه جلوه دادن این سرکوب ها ، به اندازه ایی قوی و حساب شده بود ، که بسیاری از کسانی که خود را انقلابی و روشنفکر می دانستند ، در این سرکوب ها با افتخار شرکت می کردند و دانسته و نا دانسته به محکم تر کردن ریشه حکومت کمک نمودند. شدیدترین نوع سرکوب ملیت های ایرانی ، مختص به ملت کورد بود ، ملت کورد ، که در به ثمر رساندن انقلاب نقش داشتند ، خون داده بودند ، از حکومت مرکزی ، که اقای خمینی ، خدای آن گشته بود ، درخواست نمودند که انها نیز نقشی در حکومت مرکزی ایفا نمایند و از همه مهمتر اینکه برای اینکه حکومت مرکزی زیر فشار نباشد ، نمایندگان ملت کورد به اقای خمینی پیشنهاد کردند که اداره امور کردستان را به خود ملت کورد که تحت نظارت حکومت مرکزی باشد ، واگذار نمایند، دادن این پیشنهاد همان و صدور حکم جهاد بر علیه ملت کورد از جانب اقای خمینی همان،این درخواست و پیشنهاد نمایندگان ملت کورد ، که به نفع حکومت مرکزی بود و تمرکز حکومت را نیز به صورتی عادلانه تقسیم می نمود و در نهایت همان ارمان والای دموکراسی ملت ایران ، را نیز تحقق می بخشید ، از جانب اقای خمینی و دارو دسته چماق بدستش، کفر، الحاد و تجزیه طلبی نام گرفت . انها که می خواستند ایران را به جانب دیکتاتوری بکشانند ، نمی توانستند بپذیرند،اگاهان ملت کورد را که در ان زمان می خواستند ، ایران را و حکومت اینده ایران را ، به جانب دموکراسی و دمکرات بودن بکشانند، در میانشان باشند و این تبلیغات ازادی خواهانه را به گوش سایر ملیت های دیگر ایران برسانند و در اینجا بود ، که رگ غیرت سایر ملیت های ایرانی را جنباندند و بدون اینکه اصل قضیه را برای ملت ایران بازگو نمایند ، تنها به این چند جمله بسنده کردند ، که ملت کورد در صدد تجزیه کردن خاک ایران می باشد و ما باید همه با هم از این امر جلوگیری نماییم و باید به انها حمله کنیم و روشنفکرانشان را از دم تیغ بگذرانیم و بدین ترتیب بود ، که بعد از صدور حکم جهاد اقای خمینی ، بر علیه ملت کورد ، اقای بنی صدر نیز ، که در ان زمان در راس حکومت قرار داشت و خود رااز روشنفکران مدرن ،به حساب می اوردند ، به سربازانش امر نمود ، که تا کوردستان را ازاد ننمایند( از چه چیز ازاد نمایند ، من هنوز هم نمی دانم ، شاید منظور این بوده است ، که کوردستان را از اگاهی و علمی که مردم کسب کرده بودند ، ازاد نمایند .) حق ندارند ، پوتین هایشان را از پایشان در اورند. (اقای بنی صدری ، که بعدها همین دار و دسته ایی که ایشان امر انها را اجرا می کرد و دستور قتل و عام ملت کورد را صادر کرد ، کارش به جایی رسید که اربابانش به او هم رحم نکردند و از ایران بیرونش کردند ، خدمت به مار کردن عاقبتش همین است . )
از انجا که حالا نیز بسیاری از مردم ایران نمی دانند ، که حمله به کوردستان ، چرا صورت گرفت و شاید بسیاری هنوز هم با وجود اینکه خمینی و دار و دسته اش را قبول ندارند ، اما بر این باور هستند ، که ملت کورد قصد تجزیه ایران را داشت و یا اینکه در اینده این قصد را دارد ، لذا مجبور شدم ، در این مورد توضیح بیشتری بدهم و لازم می دانم که این نکته بسیار مهم را نیز اضافه نمایم ، که در ان برهه ایی که خمینی ، چنین فرمانی را صادر کرد ، ملت کورد چنین قصدی نداشت ، بلکه ملت کورد سالهاست ، که خودش قربانی تجزیه شدن ، گردیده است ، ولی این قسمت از تاریخ ملت کورد و چگونگی تجزیه شدنش را ، حکومت های وقت و فعلی کشورهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه ، تا انجایی که امکان داشته است ، را از میان کتب تاریخی، حذف، کم رنگ و یا پاک نموده اند.
بحث را به درازا کشاندم ، اما گریزی نبود ، چون بسیاری از تاریکیها هستند ، که لازم است روشن گردند و اما ادامه بحث ، بله، این حکومت از بدو تاسیس به جانب دیکتاتوری و ظلم به ملت ایران حرکت کرده است ، اما اوایل چنان که در بحث مفصل بالا به مواردی اشاره کردم ، تمرکز سرکوب بیشتر بر روی سایر ملیت ها بوده است ، نه اینکه فارسها اسیب ندیده باشند ، اما به نسبت اوایل ، اسیب پذیری انها کمتر بوده است و حالا که ملیت های مختلف ایران ، بسیار خوب سرکوب گشته اند و ماشین قلع و قمع حکومت ، در شهر های مختلف ، با تطمیع کردن ، چماق داران زیادی را به دور خود جمع کرده است ، از ان گوشه و کنارها ، خیالش به کلی جمع و راحت است و در این اواخر فشارش را و تمرکز فشارش را ، بر ملیت فارس بیشتر نموده است، به همین دلیل است که این بار ملیت فارس آه و فغانشان در امده و می نالند ، چون همچنانکه عرض کردم ، تا دیروز بود، لزوم داشت ، ملیت های غیر فارس سرکوب شوند و لذا لازم بود ، که برای این سرکوب و با سر دادن شعارهایی که به رگ غیرت می زدند ، بسیاری از ملیت فارس را مجبور کردند ، با خود همداستان و هم مرام نمایند ، تا در پیشبرد هدفشان موفق باشند و حال که تا حدودی موفق گشته اند ، نوبت این ملیت ایرانی نیز فرارسیده است و همچنان که شاهد هستیم ، شدت این سرکوب به بهانه های واهی روز به روز بیشتر و بیشتر می گردد.
پس چنانکه تا حدودی اشاره کردم ، سرکوب و فشار بر ملت از بدو تاسیس این حکومت وجود داشته است و وجود دارد . اما چه شده است که جدیدا، این کشورهای اروپایی و امریکایی و به کل بسیاری از کشورهای غربی ، تازه از خواب بیدار شده اند و هر روز قطعنامه ایی بر علیه جمهوری اسلامی ، در مورد نقض حقوق بشر ، جلوگیری ازاعدام و غیره صادر می نمایند . واقعیت امر این است ، که این کشورها در پی منافع خودشان هستند ، انها از اول هم می دانستند ، که در ایران چه رخ می دهد ، ملیت ها چگونه سرکوب می شوند، حکومت چگونه به مردم ایران ظلم می کند ، چگونه جوانان ملت ایران ، دسته دسته و گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده می شوند و غیره ، اما در ان زمانها ، حکومت ایران لقمه بسیار چربی ، برای انها بود ، انها باج خود را می گرفتند و به این مسایل کار نداشتند ، اما از روزی که برایشان روشن شده است ، که این لقمه چرب ، مار خوش خط و خالی بیش نیست ، بنای مخالفت خود را با حاکمان ایران بنا نهاده اند و به خصوص از روزی که جمهوری اسلامی ، به صورتی علنی کمک های مالی ، که از دارایی ها و اموال ملت ایران است ، را به گروه های تروریستی ، مانند حماس و حزب الله لبنان واگذار می نماید و با وجود اختلاف ایدولوژیک بسیار با روسها ، اما جمهوری اسلامی سفره روسها را ، که مخالفان خود را با پلوتونیوم و سم و سرب و غیره از بین می برد ، بسیار رنگین تر کرده است و به منظور دست یابی به بمب اتمی که کلیدش در دست روسهاست ، بیش از حد انتظار از دارایی های ملت ایران را به جیب روسها سرازیر کرده است و در حقیقت این عوامل و عوامل دیگری باعث شده است ، که به منظور جمع اوری بهانه های موجه ، برای ملت ایران دلسوزی می نمایند ، در غیر این صورت ، چرا در گذشته این قطعنامه ها صادر نمی شد؟! جمهوری اسلامی در حال حاضر، نسبت به اوایل پنج در صد هم حکم سنگ سار را به اجرا در نمی اورد ، چرا در ان زمانها قطعنامه بر علیه سنگ سار صادر نمی شد ، اما حالا قطعنامه صادر می شود؟! چرا در زمانی که زندانیان سیاسی ، پنج دقیقه ایی ، توسط یک اخوند بی سواد ، محاکمه می شدند و بعد گله ایی ، به اعدام محکوم می شدند و تیر باران می شدند ، هیچ کدام از کشورهای غربی قطعنامه صادر نمی کردند، اما برای ازادی کسانی مانند اکبر گنجی ، که رهرو و ادامه دهنده راه خمینی است و افرادی نظیر او امروز ، قطعنامه صادر می کنند ؟! چرا وقتی که دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران در خاک همین کشورهای مدافع ازادی و دمکراسی و حقوق بشر ، توسط جوخه های ترور جمهوری اسلامی ایران ، به قتل رسیدند ، با وجود اشکار شدن قاتلان و عاملان و امران ترور ، انها را ازاد کردند و در نهایت احترام ، به جمهوری اسلامی تحویل دادند و پرونده ها را مختومه اعلام کردند ، قطعنامه ایی صادر نشد ؟! اما حال برای جزیی ترین امور ، بر علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر می کنند . البته من مخالف این کار اینها و قطعنامه صادر کردنهایشان نیستم و اتفاقا کار خوبی می کنند ، بلکه هدف من این است ، که می خواهم ثابت نمایم ، اینها به خاطر ملت ایران و یا ملیت های موجود در ایران قطعنامه صادر نمی نمایند ، بلکه تنها و تنها به خاطر منافع خودشان است . چون اینها خیلی چیزها را دیدند و شنیدند در مورد ظلم و ستم حکومت به ملت ایران ، که ما از ربع انها نیز خبر نداشتیم و نداریم ، اما در ان زمانها سکوت کردند ، چون منافعشان در ساکت ماندن بود و از کنار ان همه جرم و جنایت حکومت جمهوری اسلامی ، بر علیه ملت و ملیت های موجود در ایران ، به سادگی گذشتند.
آریان