آریان
یک عملکرد مثبت از جانب حکومت جمهوری اسلامی

از انجایی که من حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی غیر مردمی ، حکومتی مدافع ترور و تروریزم بین المللی، حکومتی که در صدد گسترش بنیاد گرایی اسلامی شیعه ، در درون مرزهای ایران و خارج از مرزهای ایران ، حکومتی ، دشمن ملیتهای مختلف ایرانی، از جمله : کورد، لر ،بلوچ ،عرب غیر شیعه ،اذری و حتی فارس ،حکومتی ،ناقض حقوق بشر ، حکومتی ، مخالف ازادی بیان و ابراز عقیده و ... و ... می دانم ، لذا بیشتر مقالات و تفسیرهایی را که نشات گرفته ، از تفکرات خودم می باشد ، بدون وابستگی به هیچ جریان و گروهی ، در اندیشیدن ، در رد عملکرد های این حکومت ، در سطح داخلی و بین المللی ، بوده است .

اما در اخبار امروز خواندم ، که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حکومت که در اصل دستگاه سرکوب عقاید و نظرات مخالف و یا منتقد حکومت دینی می باشد و من ان را به مانند دستگاه تفتیش عقاید مصیحیت ، در قرون وسطی می بینم ، که چه جرم و جنایتهای عظیمی را بر علیه روشنفکران و اندیشمندان ان زمان انجام داده است، عمل بسیار خوب و بیانیه خوبی را منتشر نموده است ، به این مضمون : که از این پس چاپ و انتشار تصاویر ایمه اهل دین را ممنوع اعلام نموده است و هدف از این عمل را جلوگیری از خرافه پرستی اعلام نموده اند و تصریح کرده اند که ، با متخلفین یعنی کسانی که از این پس به چاپ و انتشار این تصاویر بپردازند ، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت .

من همچان که در ابتدای این نوشته اعلام نمودم ، با وجود اینکه حکومت جمهوری اسلامی را با توجه به دلایل بالا و دلایل متعدد دیگری قبول ندارم ، اما این بیانیه و تصویب چنین بیانیه ایی را از جانب چنین حکومتی می ستایم و این عمل را عمل مثبت و خوبی ارزیابی می کنم .

خرافات و اشاعه خرافات از جمله افت های خانمان بر اندازی است ، که طرز تفکر و بینش بسیاری را تحت الشعاع قرار داده است و رواج و گسترش این معضل بسیاری را به ورطه نابودی کشانده است .

من افراد بسیاری را سراغ دارم ، با وجود اینکه تحصیلات دانشگاهی دارند و در سطحی بسیار عالی به کسب علم پرداخته اند ، اما دارای تفکرات خرافی هستند .

برای اینکه به عمق فاجعه خرافه و بدنبال خرافه بودن پی ببریم ، من در اینجا به یک نمونه بسیار کوچک ، اما بسیار خطرناک اشاره می نمایم .

افرادی که در حال حاضر بسیار ملموس هستند و ما هر روز شاهد عملکرد این افراد بر علیه خود و بشریت هستند ، را در دور و بر خود می بینینم که در اصل ریشه عمل این افراد و موتور محرکه این افراد را خرافات تشکیل می دهد.

منظور من افرادی هستند که به عملیات انتحاری ترور دست می زنند ، شاید بسیاری از عزیزانی که به وبلاگ من مراجعه می نمایند و گاهی من را به نامهایی مانند : وابسته به صهیونیست ، اسلام ستیز ، وابسته به غرب ، جیره خوار غرب و بسیاری القاب غیر واقعی دیگر متهم می کنند ، در بیان این مطلب نیز ، بر چسب های دیگری را بر پیشانی من بچسبانند ، اما من عقیده دارم که قبل از اینکه این افراد داغ کنند و طرف مقابلشان را بی دلیل و بر اساس پیش فرضها و داوریهای نابجا ، ترور شخصیتی نمایند ، حداقل به خود جرات بدهند و به عمق این بینش و تفکر وارد شوند و در نهایت بدون پیش فرض و پیش داوری ، به داوری و قضاوت بپردازند ، به هر حال ، می خواستم بگویم که این افرادی که هم خود و هم دیگران را از بین می برند ، اسیر خرافات هستند ، خرافات قدرت تعقل را از این افراد گرفته است ، شاید بعضی عقیده داشته باشند که انجام دادن چنین اعمالی ، اعتقاد و دین داری بسیار قوی این افراد است و ان را نوعی مبارزه بدانند ، اما من باید بگویم ، کسی که دارای اعتقاد قوی می باشد و معتقد است که دینش یا مذهبش یا فکرش یا ملیتش یا راهش بهترین است ، برای اثبات این نوع ادعاها و به کرسی نشاندن حقانیت یک دین ، یا یک عقیده ، تنها راه چاره ، خود کشی یا دیگران را کشتن نیست ، برای اثبات یک نظر و یک بینش و یک مرام واقعی ، فشار اوردن و با زور ، تحمیل کردن نتیجه خوبی نمی دهد .
بسیاری عقیده دارند که دین اسلام بهترین و برترین و اخرین دینی است که همه مردمان دنیا باید به ان بگروند تا رستگار شوند و اگر کسی مخالفت ورزد ، یا به ان نگرود ، به عقیده این افراد باید شمشیر عدل و داد اسلامی بر گردنش فرود اید . اگر دین اسلام بهترین و اخرین دین اسمانی است ، به نظر من لازم نیست ، ان را با زور شمشیر و سر نیزه و ترور ، به دیگران تحمیل کرد ، چون انجام فشار برای تحمیل کردن این دین ، در اصل نه تنها خوب بودن دین را به اثبات نمی رساند ، بلکه بر عکس حق بودن و کامل بودن ان را نیز به زیر سوال می برد و به جای اینکه نتیجه مثبت گرفته شود ، نتیجه منفی گرفته می شود .
در ورود به این بحث ، هدف من زیر سوال بردن دین اسلام و یا حق ، یا باطل جلوه دادن ان نیست ، چون برای ورود ، به اثبات حقانیت ، یا غیر حقانیت دین اسلام و یا هر دین دیگری ، لازم به بحث و جدل و نوشتن خروارها نوشته و مقاله است ، بلکه هدف من به اثبات رساندن این اصل است که خرافه پرستی و انجام اعمالی که به نظر بعضی افراد برای به اثبات رساندن این دین ، از ان استفاده می کنند ، از جمله : فشار ، ترور ، ادم کشی ، راه درستی نیست و دقیقا نتیجه عکس می دهد .
ما هر روز شاهد هستیم ، در کشور عراق ، ایران ، سوریه ، لبنان، فلسطین ، افغانستان ، سودان و ... افراد زیادی در زیر نام دین و توسط کسانی که خود را ماموران خدا می دانند ، سلاخی می شوند ، صدام حسین که چند ساعت قبل از نوشتن این مقاله ، به دار اویخته شد ، در زیر نام اسلام و در حالی که حتی تا پای چوبه دار، یک جلد قرآن را با خود حمل می کرد ، هم خود را مامور خدا بر کره زمین می دانست و ان جرم و جنایت هایی را که بر علیه بشریت انجام داده را انجام امر خدا نامیده است و ما شاهد هستیم که چه جنایت های هولناکی را بر علیه بشریت انجام داد ، ایا چنین شخصی ، که دارای تحصیلات عالیه نیز بود ، دچار توهم و خرافه پرستی نبود ؟!
بسیاری افراد سود جو هستند ، برای اینکه سلطه خود را بر روی مردم ادامه دهند و از مردم سواری بگیرند ، از فرمولها و روشهایی ، برای بر انگیخته نمودن احساسات افراد استفاده می کنند ، که اگر به دقت انها را ریشه یابی نماییم به ریشه خرافات می رسیم .
حال ، جمهوری اسلامی در این زمینه یک گام مثبت بر داشته است و با این عمل تا حدود چشم گیری از گسترش و تداوم خرافات جلوگیری می نماید و اگر این عمل را در جنبه های دیگر نیز گسرش می داد وبا انها مبارزه می کرد ، از جمله اثبات عدم اتصال مقام رهبری ، یعنی ایت الله خامنه ایی ، با بارگاه اللهی ، تفهیم به اقای احمدی نژاد در این مورد که : شما در ان هنگامی که در مقر سازمان ملل سخنرانی می کردی و احساس کرده ایی که هاله ایی از نور الهی ، تو را احاطه کرده است ، این نور الهی و غیبی نبوده است ، بلکه پروژکتورهای قوی روبرویت بوده است که تو این طور احساس کرده ایی و یا اینکه تفیم این مطلب به حامیان و بانیان دولت جمهوری اسلامی که شما که فکر می کنید ، مشروعیت حکومتتان را از خدا گرفته ایید ، در اشتباه هستید و در اصل مشروعیت حکومت را باید از خلق الله گرفت ، نه از خود الله ، چون این خلق الله هستند که باید ازادانه تصمیم بگیرند که چه افراد و یا گروههایی ، لیاقت این رادارند که بر انها حکومت نمایند ، بسیار کار پسندیده و خوبی می شد .
آریان
قطعنامه پشت سر قطعنامه بر علیه جمهوری اسلامی ایران

حکومت جمهوری اسلامی ایران ، که خورشید موجودیت خود را رو به غروب می بیند ، هر روز بحرانی جدید و مشکلی جدید هم برای ملت ایران و هم برای مردم سایر کشورها می افریند.
فشار و ایجاد رعب و وحشت و به زور حکومت کردن بر مردم ایران ، امر جدید و تازه ایی برای حکومت ایران نیست .این حکومت از بدو تاسیس دارای چنین عملکردی بوده است ، با این تفاوت که در برهه هایی از زمان ، عملکردها و فشار اوردن ها موجه و خوب جلوه داده شده اند.

برای اینکه به حقیقت ، به نتیجه برسیم ، که خود ما ملت ایران در ایجاد چنین حکومتی نقش بسزایی داشته اییم و از همه مهمتر خود ما ، این اختیاراتی را که از کنترل خارج شده اند را به این حکومت و رهبران این حکومت داده اییم ، لازم می دانم اندکی به گذشته بر گردم .

وقتی که ما مردم ایران ، از ظلم حکومت شاهنشاهی به ستوه امده بودیم ، با دستان خالی ، اما با اراده ایی اهنین و عزمی راسخ و محکم ، حکومت تا دندان مسلح پهلوی و مقتدر خاور میانه را سرنگون نمودیم ، ازانجا که ملت ایران ، ملتی است دارای فرهنگ و تمدنی بسیار درخشان و قابل تامل و از انجا که این ملت هیچگاه جنگ خواه و خون ریز نبوده است و از همه مهمتر ، احترام گذاشتن به شخصیت های دینی و بزرگان ملت ، در رگ و پوست و خون این ملت ریشه دوانده است ، زمام امور را به پیر دنیا دیده و رنج کشیده ایی سپردند ، که همانا اقای خمینی باشند ، ملت ایران ازانجا که ایت الله خمینی ، پیری هجران دیده بود، پیری سرد و گرم چشیده بود، پیری دیندار بود و...و... احساس کردند ، که منجی و نجات دهنده ملت ایران و کشور ایران ، ایشان می باشند . البته لازم به ذکر است ، که گفته های اقای خمینی و نطقهای ایشان و رهنمودهای ایشان و همچنین تبلیغات طرفداران ایشان ، در ایجاد این حس اعتماد به ایشان بی تاثیر نبوده است .

امام خمینی با هزاران وعده و وعید وارد کشور شدند ، کار به جایی رسید ، که مردم چهره ایشان را در ماه می دیدند ، ظاهر ارام و بی پیرایه و ساده ایشان یکی دیگر از عوامل جلب حس اعتماد ملت ایران به ایشان بود . ایشان ابتدا اعلام کردند ، که در کارهای حکومتی دخالت نخواهند کرد و حکومت را به افراد تحصیل کرده و با تجربه ، که در امر حکومت داری خبره و کار امد باشند ، خواهد سپرد ، ایشان تصمیم داشتند و بزرگترین ارزویشان این بود ، که به شهر قم رفته و در انجا اطراق نماید و مانند یک طلبه به تحصیل و تدریس بپردازد . نظر بسیار خوب و به جایی بود ، با زبان حال بارها بیان نمود ، که از حکومت داری چیزی سرش نمی شود ، حکومت داری بلد نیست ، هدفش این نیست که در راس حکومت باشد و....

اما به یک باره همه چیز وارونه شد ،ملت ایران که خود را اماده کرده بود ، تا اینکه بعد از یک عمر بدبختی و بیچارگی در زیر سلطه پادشاهان ، دمی بیاساید و روی خوش و مزه شیرین ازادی را بچشد ، ناگاه خمینی را در مقام فرماندهی کل نیروهای مسلح، انتخاب کننده دولت، ولی فقیه و در نهایت خدای ایران زمین و جهان اسلام دیدند .

فعالیت احزاب فراوانی که در بحبوحه انقلاب ، به فعالیت و ایجاد تشکل پرداخته بودند ، محدود شد ، کم شد، از صافی گذشتند ، چند حزبی باقی ماندند ، انها هم بعد از مدتی برچیده شدند، ملاک شد ، تعهد به نظام ، پایبندی به اصول نظام، کسانی که انتقاد داشتند و یا مخالف بودند ، از دم تیغ گذشتند.

مخالفان و منتقدان نام محارب و مفسد فی الارض گرفتند، کسانی که ازادی می خواستند ، می خواستند حرف دلشان را بزنند، جاسوس شیطان بزرگ و وابسته به صهیونیست و ..... نام گرفتند ، یا حذف فیزیکی شدند و یا سرب داغ در دهانها و دلهایشان ریخته شد، ملیت های گوناگون ایران ، از جمله : آذری، کورد، بلوچ، لر،عرب و..... که حق روای خود و سهیم شدن در امکانات کشوری و لشکری و اقتصادی را می خواستند ، وابسته به روس و امریکا ، نام گرفتند و با برچسب تجزیه طلبی ، به شدیترین وجه ممکن سرکوب شدند.

شدت سرکوب ملیت های ایرانی و موجه جلوه دادن این سرکوب ها ، به اندازه ایی قوی و حساب شده بود ، که بسیاری از کسانی که خود را انقلابی و روشنفکر می دانستند ، در این سرکوب ها با افتخار شرکت می کردند و دانسته و نا دانسته به محکم تر کردن ریشه حکومت کمک نمودند. شدیدترین نوع سرکوب ملیت های ایرانی ، مختص به ملت کورد بود ، ملت کورد ، که در به ثمر رساندن انقلاب نقش داشتند ، خون داده بودند ، از حکومت مرکزی ، که اقای خمینی ، خدای آن گشته بود ، درخواست نمودند که انها نیز نقشی در حکومت مرکزی ایفا نمایند و از همه مهمتر اینکه برای اینکه حکومت مرکزی زیر فشار نباشد ، نمایندگان ملت کورد به اقای خمینی پیشنهاد کردند که اداره امور کردستان را به خود ملت کورد که تحت نظارت حکومت مرکزی باشد ، واگذار نمایند، دادن این پیشنهاد همان و صدور حکم جهاد بر علیه ملت کورد از جانب اقای خمینی همان،این درخواست و پیشنهاد نمایندگان ملت کورد ، که به نفع حکومت مرکزی بود و تمرکز حکومت را نیز به صورتی عادلانه تقسیم می نمود و در نهایت همان ارمان والای دموکراسی ملت ایران ، را نیز تحقق می بخشید ، از جانب اقای خمینی و دارو دسته چماق بدستش، کفر، الحاد و تجزیه طلبی نام گرفت . انها که می خواستند ایران را به جانب دیکتاتوری بکشانند ، نمی توانستند بپذیرند،اگاهان ملت کورد را که در ان زمان می خواستند ، ایران را و حکومت اینده ایران را ، به جانب دموکراسی و دمکرات بودن بکشانند، در میانشان باشند و این تبلیغات ازادی خواهانه را به گوش سایر ملیت های دیگر ایران برسانند و در اینجا بود ، که رگ غیرت سایر ملیت های ایرانی را جنباندند و بدون اینکه اصل قضیه را برای ملت ایران بازگو نمایند ، تنها به این چند جمله بسنده کردند ، که ملت کورد در صدد تجزیه کردن خاک ایران می باشد و ما باید همه با هم از این امر جلوگیری نماییم و باید به انها حمله کنیم و روشنفکرانشان را از دم تیغ بگذرانیم و بدین ترتیب بود ، که بعد از صدور حکم جهاد اقای خمینی ، بر علیه ملت کورد ، اقای بنی صدر نیز ، که در ان زمان در راس حکومت قرار داشت و خود رااز روشنفکران مدرن ،به حساب می اوردند ، به سربازانش امر نمود ، که تا کوردستان را ازاد ننمایند( از چه چیز ازاد نمایند ، من هنوز هم نمی دانم ، شاید منظور این بوده است ، که کوردستان را از اگاهی و علمی که مردم کسب کرده بودند ، ازاد نمایند .) حق ندارند ، پوتین هایشان را از پایشان در اورند. (اقای بنی صدری ، که بعدها همین دار و دسته ایی که ایشان امر انها را اجرا می کرد و دستور قتل و عام ملت کورد را صادر کرد ، کارش به جایی رسید که اربابانش به او هم رحم نکردند و از ایران بیرونش کردند ، خدمت به مار کردن عاقبتش همین است . )

از انجا که حالا نیز بسیاری از مردم ایران نمی دانند ، که حمله به کوردستان ، چرا صورت گرفت و شاید بسیاری هنوز هم با وجود اینکه خمینی و دار و دسته اش را قبول ندارند ، اما بر این باور هستند ، که ملت کورد قصد تجزیه ایران را داشت و یا اینکه در اینده این قصد را دارد ، لذا مجبور شدم ، در این مورد توضیح بیشتری بدهم و لازم می دانم که این نکته بسیار مهم را نیز اضافه نمایم ، که در ان برهه ایی که خمینی ، چنین فرمانی را صادر کرد ، ملت کورد چنین قصدی نداشت ، بلکه ملت کورد سالهاست ، که خودش قربانی تجزیه شدن ، گردیده است ، ولی این قسمت از تاریخ ملت کورد و چگونگی تجزیه شدنش را ، حکومت های وقت و فعلی کشورهای ایران، ترکیه، عراق و سوریه ، تا انجایی که امکان داشته است ، را از میان کتب تاریخی، حذف، کم رنگ و یا پاک نموده اند.

بحث را به درازا کشاندم ، اما گریزی نبود ، چون بسیاری از تاریکیها هستند ، که لازم است روشن گردند و اما ادامه بحث ، بله، این حکومت از بدو تاسیس به جانب دیکتاتوری و ظلم به ملت ایران حرکت کرده است ، اما اوایل چنان که در بحث مفصل بالا به مواردی اشاره کردم ، تمرکز سرکوب بیشتر بر روی سایر ملیت ها بوده است ، نه اینکه فارسها اسیب ندیده باشند ، اما به نسبت اوایل ، اسیب پذیری انها کمتر بوده است و حالا که ملیت های مختلف ایران ، بسیار خوب سرکوب گشته اند و ماشین قلع و قمع حکومت ، در شهر های مختلف ، با تطمیع کردن ، چماق داران زیادی را به دور خود جمع کرده است ، از ان گوشه و کنارها ، خیالش به کلی جمع و راحت است و در این اواخر فشارش را و تمرکز فشارش را ، بر ملیت فارس بیشتر نموده است، به همین دلیل است که این بار ملیت فارس آه و فغانشان در امده و می نالند ، چون همچنانکه عرض کردم ، تا دیروز بود، لزوم داشت ، ملیت های غیر فارس سرکوب شوند و لذا لازم بود ، که برای این سرکوب و با سر دادن شعارهایی که به رگ غیرت می زدند ، بسیاری از ملیت فارس را مجبور کردند ، با خود همداستان و هم مرام نمایند ، تا در پیشبرد هدفشان موفق باشند و حال که تا حدودی موفق گشته اند ، نوبت این ملیت ایرانی نیز فرارسیده است و همچنان که شاهد هستیم ، شدت این سرکوب به بهانه های واهی روز به روز بیشتر و بیشتر می گردد.

پس چنانکه تا حدودی اشاره کردم ، سرکوب و فشار بر ملت از بدو تاسیس این حکومت وجود داشته است و وجود دارد . اما چه شده است که جدیدا، این کشورهای اروپایی و امریکایی و به کل بسیاری از کشورهای غربی ، تازه از خواب بیدار شده اند و هر روز قطعنامه ایی بر علیه جمهوری اسلامی ، در مورد نقض حقوق بشر ، جلوگیری ازاعدام و غیره صادر می نمایند . واقعیت امر این است ، که این کشورها در پی منافع خودشان هستند ، انها از اول هم می دانستند ، که در ایران چه رخ می دهد ، ملیت ها چگونه سرکوب می شوند، حکومت چگونه به مردم ایران ظلم می کند ، چگونه جوانان ملت ایران ، دسته دسته و گروه گروه به جوخه های مرگ سپرده می شوند و غیره ، اما در ان زمانها ، حکومت ایران لقمه بسیار چربی ، برای انها بود ، انها باج خود را می گرفتند و به این مسایل کار نداشتند ، اما از روزی که برایشان روشن شده است ، که این لقمه چرب ، مار خوش خط و خالی بیش نیست ، بنای مخالفت خود را با حاکمان ایران بنا نهاده اند و به خصوص از روزی که جمهوری اسلامی ، به صورتی علنی کمک های مالی ، که از دارایی ها و اموال ملت ایران است ، را به گروه های تروریستی ، مانند حماس و حزب الله لبنان واگذار می نماید و با وجود اختلاف ایدولوژیک بسیار با روسها ، اما جمهوری اسلامی سفره روسها را ، که مخالفان خود را با پلوتونیوم و سم و سرب و غیره از بین می برد ، بسیار رنگین تر کرده است و به منظور دست یابی به بمب اتمی که کلیدش در دست روسهاست ، بیش از حد انتظار از دارایی های ملت ایران را به جیب روسها سرازیر کرده است و در حقیقت این عوامل و عوامل دیگری باعث شده است ، که به منظور جمع اوری بهانه های موجه ، برای ملت ایران دلسوزی می نمایند ، در غیر این صورت ، چرا در گذشته این قطعنامه ها صادر نمی شد؟! جمهوری اسلامی در حال حاضر، نسبت به اوایل پنج در صد هم حکم سنگ سار را به اجرا در نمی اورد ، چرا در ان زمانها قطعنامه بر علیه سنگ سار صادر نمی شد ، اما حالا قطعنامه صادر می شود؟! چرا در زمانی که زندانیان سیاسی ، پنج دقیقه ایی ، توسط یک اخوند بی سواد ، محاکمه می شدند و بعد گله ایی ، به اعدام محکوم می شدند و تیر باران می شدند ، هیچ کدام از کشورهای غربی قطعنامه صادر نمی کردند، اما برای ازادی کسانی مانند اکبر گنجی ، که رهرو و ادامه دهنده راه خمینی است و افرادی نظیر او امروز ، قطعنامه صادر می کنند ؟! چرا وقتی که دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر شرفکندی ، رهبران حزب دمکرات کردستان ایران در خاک همین کشورهای مدافع ازادی و دمکراسی و حقوق بشر ، توسط جوخه های ترور جمهوری اسلامی ایران ، به قتل رسیدند ، با وجود اشکار شدن قاتلان و عاملان و امران ترور ، انها را ازاد کردند و در نهایت احترام ، به جمهوری اسلامی تحویل دادند و پرونده ها را مختومه اعلام کردند ، قطعنامه ایی صادر نشد ؟! اما حال برای جزیی ترین امور ، بر علیه جمهوری اسلامی قطعنامه صادر می کنند . البته من مخالف این کار اینها و قطعنامه صادر کردنهایشان نیستم و اتفاقا کار خوبی می کنند ، بلکه هدف من این است ، که می خواهم ثابت نمایم ، اینها به خاطر ملت ایران و یا ملیت های موجود در ایران قطعنامه صادر نمی نمایند ، بلکه تنها و تنها به خاطر منافع خودشان است . چون اینها خیلی چیزها را دیدند و شنیدند در مورد ظلم و ستم حکومت به ملت ایران ، که ما از ربع انها نیز خبر نداشتیم و نداریم ، اما در ان زمانها سکوت کردند ، چون منافعشان در ساکت ماندن بود و از کنار ان همه جرم و جنایت حکومت جمهوری اسلامی ، بر علیه ملت و ملیت
های موجود در ایران ، به سادگی گذشتند.
آریان


مذاکره با رژیمهای تهران و سوریه از جانب جرج بوش و تونی بلر منتفی شد

دیروز که مطلب زیر را می نگاشتم اقای جرج بوش و اقای تونی بلر دو رهبر ایالات متحده امریکا و بریتانیا در حال رایزنی و گفتگو در مورد معضل عراق بودند و از انجا که هر دو رهبر در زیر فشارهای شدید ملت کشورهای تحت حاکمیت خود قرار داشتند و گروه تحقیق نیز ، یکی از راههای برون رفت از معضل عراق را مذاکره با رژیم های سوریه و ایران عنوان کرده بود و اقای بوش نیز تصریح نموده بود ، که راهکارهای پیشنهادی را به دقت مطالعه خواهد کرد و در صورت لزوم انها را به مرحله اجرا خواهد گذاشت ، من اینچنین برداشت کردم ، که این دو رهبر تحت فشار ، عاقبت مجبور به باج دهی به این دو رژیم خواهند شد ، اما خوشبختانه تا این لحظه که من این مطلب می نگارم ، هیچ کدام از انها راضی به این مذاکره نشده اند و بر مواضع خود ، که همانا مبارزه با تروریزم و حامیان تروریزم بین المللی ، که همانا رژیم های تهران و سوریه هستند ، اصرار و پا فشاری دارند و تا این لحظه حاضر به باج دادن به این رژیم ها نشده اند ، لذا لازم دیدم که این مطلب را بنویسم و برای تایید گفته های خود لینک خبری را نیز از سایت ایران پرس نیوز قرار می دهم .

لینک خبر (اینجا را کلیک کنید )

آریان

پی نوشت : کپی خبر از سایت ایران پرس نیوز دات کام

رییس جمهور امریکا با فاشیستهای اسلامی مذاکره نمی کند


پرزیدنت جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا روز گذشته پس از دیدار و گفتگو با تونی
بلر، نخست وزیر انگلستان در کاخ سفید واشنگتن، طی سخنانی پیشنهاد مذاکره با
رژیمهای تهران و دمشق را رد کرد. یکی از روزنامه های چاپ واشنگتن نوشت رئیس
جمهور آمریکا با فاشیستهای اسلامی گفتگو نمی کند.
پرزیدنت بوش که بهمراه تونی بلر در یک کنفرانس مشترک مطبوعاتی شرکت کرده
بود، از جمله اظهار داشت که با سخنان نخست وزیر انگلستان موافق است که آنچه در
عراق رخ می دهد، تصادفی یا ناشی از اشتباه نیست، بلکه نتیجه همپیمانی عامدانه
افراطیون داخلی و خارجی و حمایت رژیم تهران از نیروهای شبه نظامی شیعه در این
کشور است.
رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به این سئوال که آیا شما حاضرید با رژیمهای تهران و
دمشق طبق توصیه گروه بیکر- هامیلتون وارد گفتگوی مستقیم شوید؟ گفت هر کشوری
که بخواهد وارد این مذاکره شود، باید با مسئولیتهای خود آشنا باشد. از جمله اینکه نباید
از تروریسم پشتیبانی کند و باید به برقراری ثبات و دموکراسی در عراق کمک کند. اگر
رژیمهای تهران و دمشق به چنین اهدافی متعهد نیستند، بهتر است به خود زحمت ندهند
.
پرزیدنت بوش افزود رژیم تهران به شرایط آمریکا برای مذاکره واقف است و باید ابتدا
فعالیتهای هسته ای خود را به نحوی که قابل تائید باشد، متوقف سازد.
تونی بلر، نخست وزیر انگلستان نیز در همین رابطه گفت مسئله، عدم تمایل برای
مذاکره با رژیمهای تهران و دمشق نیست. مسئله این است که موضوع مذاکره روشن
باشد. موضوعاتی چون حمایت از دولت عراق، عدم حمایت از فرقه گراها و عدم حمایت
مالی و تسلیحاتی از تروریستها.
تونی بلر گفت مشکل ما در عراق و از جمله در جنوب این کشور این است که بطور
مثال رژیم تهران به چنین اعمالی دست می زند. یعنی تروریستها را حمایت، مسلح و
تامین مالی می کند. بنابراین باید روشن باشد که همه طرفهايی که خواهان مذاکره
هستند، با مسئولیتهای خود آشنا باشند.

رد پیشنهاد مذاکره با رژیمهای تهران و دمشق از سوی رئیس جمهور آمریکا، بازتاب
گسترده ای در رسانه های خبری جهان داشته است.
فرستاده تلویزیون 2 فرانسه طی گزارشی از واشنگتن از جمله گفت رئیس جمهور
آمریکا تاکید کرد که نمی خواهد با رژیمهای تهران و دمشق گفتگو کند. زیرا بخوبی می
داند که باید امتیازهايی به آنها بدهد: برای رژیم تهران در زمینه هسته ای و برای رژیم
دمشق در زمینه دادگاه بین المللی جهت محاکمه قاتلان رفیق حریری. از این رو رئیس
جمهور آمریکا اصلا مجبور نیست توصیه های گزارش گروه بیکر – هامیلتون را
بپذیرد.
همزمان خبرگزاری فرانسه گزارش داد خانم زیپی لیونی، وزیر امور خارجه اسرائیل

برای گفتگو در همین زمینه هم اکنون در واشنگتن بسر می برد. اسرائیل نیز مانند اکثر
کشورهای منطقه، گزارش گروه ارزیابی وضعیت عراق را رد کرده است.
گفتگو با رژیم تهران يعنى تسلیم شدن به فاشیستهای اسلامی
روزنامه واشنگتن تایمز پیشنهاد گفتگو با رژیم تهران برای حل مسایل عراق را تسلیم شدن به فاشیسم اسلامی دانست.
این روزنامه نوشت پرزیدنت بوش چه بصورت خصوصی و چه علنی اعلام كرده است
كه قصد ندارد در برابر فاشیسم اسلامی و دیگر دشمنان ما در عراق تسلیم شود. وی
بارها اعلام كرده است كه با دو رژیمی كه مسبب کشتار و خونریزی در عراق هستند، یعنی رژیمهای تهران و دمشق به گفتگو نخواهد نشست.
این روزنامه نوشت ما اگر عراق را ترک کنیم، جایی برای پنهان شدن از دست فاشیستهای اسلامی وجود نخواهد داشت.
روزنامه نیویورک تایمز نیز در همین رابطه اظهارات ژنرال آنتونی زینی از فرماندهان
سابق ارتش آمریكا در خاورمیانه و یکی از مخالفان سرسخت جنگ عراق را درج کرده است.
نیویورک تایمز نوشت هیچ کارشناس نظامی بیش از آنتونی زینی، تفنگدار بازنشسته و
از افسران ارشد ارتش آمریكا در مخالفت با جنگ عراق، بی محابا و صریح نبوده
است. اما این روزها همین ژنرال زینی پیام دیگری دارد. پیام این است كه ترک زودرس
عراق، این کشور را تبدیل به پناهگاهی برای گروههای تروریستی خواهد کرد و باعث
تشدید جنگ فرقه ای در عراق و تقویت نفوذ رژیم تهران در سراسر خاورمیانه خواهد
شد و تمام منطقه را به آشوب خواهد کشاند.
نیویورک تایمز به نقل از ژنرال زینی نوشت این منطقه ویتنام یا سومالی یا هر كجای
دیگر نیست كه بشود از آن فرار كرد. اگر عراق را ترک كنیم، در مدت زمان كوتاهی
دو باره مجبور خواهیم بود برگردیم و با مشكلات آن روبرو شویم.

ژنرال زینی گفت ما در بدترین مكان ممكن مرتکب اشتباه شدیم. ما پیش از جنگ عراق
با حکومتی در ایران مواجه بودیم كه مهار شده بود، اما اكنون نفوذ آن در سراسر عراق،
سوریه، لبنان و مناطق فلسطینی نشین گسترش یافته است. این شدنی نیست كه ما به
دلایل امنیتی در منطقه حضور داشته باشیم و با بزرگترین مشكل امنیتی كه خود بانی آن
هستیم، برخورد نكنیم. من برای خروج از این بحران راه دیگری نمی بینم.

ایران پرس نیوز دات کام
سران حکومتهای سوریه و ایران به اهداف خود در عراق نزدیک شده اند


بشار اسد از جمله افرادی است که با مهارت و شگردی منحصر به فرد از افراط گرایی اسلامی منطقه حمایت نموده است و در داخل کشور تحت حاکمیت خود نیز ، چنان فضای بسته ایی را فراهم نموده است که مخالفی را یارای نفس کشیدن نیست ، کیش و مذهبی که بشار اسد بر ان است ، اسلام سنی می باشد ، در این نوع کیش که در مقابل تشییع قرار دارد ، پیروان و رهروان این مذهب نه تنها از مذهب تشییع دل خوشی ندارند و از انها و مذهبشان بدشان می اید ، بلکه تعداد زیادی از اصول و فروع دین تشییع را نیز قبول ندارند، از جمله می توان به جهاد ، صیغه نمودن زن و موارد دیگری اشاره نمود ، اختلاف تا جایی است که حتی سنی ها وضو ، غسل ،نماز و... شیعه ها را باطل و اشتباه می دانند . شیعه ها نیز دقیقا در برابر سنی ها نظرات بسیار خصمانه ایی دارند.

توضیحات بالا در مورد دو فرقه بزرگ موجود در دین اسلام بود ، این دو فرقه نیز در داخل خود فرقه های دیگری دارند که همه ضد و نقیض هم هستند و وارد شدن به این مباحث از حوصله این بحث خارج است و من نیز نمی خواهم یکی را نقض یا دیگری را بقبولانم ، بلکه هدف من از ورود به این مباحث موضوعی است ، که قبل از ورود به ان لازم دیدم ، به صورتی کلی اشاره ایی به این تفاوتها داشته باشم و اما ادامه بحث ، بشار اسد خواهان تشکیل یک دولت اسلام سنی گرایی عالمگیر می باشد ، احمدی نژاد و خامنه ایی و دارو دسته چماق بدستشان ، خواهان تشکیل یک دولت شییعی عالمگیر می باشند ، اسماعیل هنیه نخست وزیر حماس فلسطینی سنی ، شیخ نصرالله رهبر حزب الله لبنان شیعه، صدرهای عراق شیعه، طالبان در افغانستان و القاعده به رهبری اسامه بن لادن سنی ،این دسته ها و گروه ها و دولت ها همه دارای اختلافات عمیق و غیر قابل ارتباطی با هم هستند ، اما در یک نقطه همه انها یک هدف مشخص را دنبال می کنند و در این نقطه است که همه اینها به هم می پیوندند و ان هم مبارزه با امنیت جهانی و حقوق بشر می باشد .

امنیت جهانی و صلح بین المللی به زیان حکومت ها و گروه هایی است که سعی دارند ، از احساسات مردم سو استفاده کنند ، امنیت و صلح باعث می شود که انسانها نیک بیاندیشند ، نیک بگویند و نیک رفتار نمایند و زمانی که این اصل بر کل دنیا حکمفرما گردد افراد و گروه هایی که منتظر سیلاب هستند ، تا از اب گل الود ماهی بگیرند، هیچگاه به مقصود خود نخواهند رسید ، چون انها موجودیتشان از بین می رود ، قبل از اینکه لحظه شماری نمایند و منتظر سیلاب باشند منقرض شده اند. بدین دلایل است که هیچگاه حکومت های مستبد ، گروه های وابسته به انها اجازه نخواهند داد که امنیت بر قرار گردد .

دسته هایی در عراق که از جانب حکومت سوریه و ایران به شدت حمایت می گردند ، شب و روز در حال بمب گذاری و انفجار و ادم کشی هستند تا به حال صدها هزار نفر انسان بی گناه جانشان را از دست داده اند روز نیست ، در خبر گزاری ها نشنویم ، از کشته و مجروح شدن انسانهای بی گناه ، اگاه نگردیم . تمام این جنایات در زیر نام اسلام است و مبارزه با سربازان کفر، که همانا سربازان امریکایی و متحدانشان می باشد ، صورت می گیرد ، اما در عمل فقط و فقط افراد بی گناه قربانی این حملات هستند . سربازان امریکایی و نیروهای متحدشان ، تا دندان مسلح هستند و انقدر ورزیده و رزمی هستند که از عهده چند عرب پا برهنه فریب خورده برای تصاحب حوری های بهشت بر ایند ، پس این بزدلان نمی توانند خود را به نیروهای امریکایی و متحدانشان برسانند و خود را در بین انها منفجر سازند ، از طرف دیگر عجله دارند که به بهشت بروند و چند حوری دست اول را تصاحب نموده و چند قدحی شراب بهشتی بنوشند ، در نتیجه برای رسیدن به این مقصود شهوانی و حیوانیشان ( تصاحب حوری بهشتی و شراب بهشتی نوشیدن ) مردم بی گناه باید تاوان انها را بدهند و انها قربانی شوند . در عراق جان انسانها از جان حیوانات بسیار بی ارزشتر شده است ، در هیچ جای دنیا ما نمی شنویم که مثلا هر روز صد سگ یا گربه کشته شوند ، اما در عراق هر روز صدها نفر علنی و غیر علنی قربانی می شوند ، سر بریدن انسان در زیر نام اسلام از سر بریدن یک گنجشک اسانتر گشته است .

خامنه ایی ، احمدی نژاد ، بشار اسد ، شیخ حسن نصرالله و... همه تقصیرها را به گردن امریکا انداخته اند و عقیده دارند که اگر امریکا از منطقه خارج شود ، این مشکلات حل می شوند ، این اقایان و گروه هایی که عقیده دارند ، اگر سربازان امریکایی و نیروهای متحدین که به دمکراتیزه کردن منطقه که به ضرر این اقایان است کمک می کنند ، از منطقه خارج شوند ، این ادم کشی ها و آشوب ها و بلواها ، فرو کش خواهد کرد ، راست می گویند ، چون این ادم کشیها و بحران را همین اقای خامنه ایی و بشار اسد و دار و دسته این اقایان درست کرده اند و از ان حمایت می کنند ، چون حضور امریکا و کشورهای غربی دوام و بقای انها را تهدید می کند ، خورشید حکومت این اقایان با حضور موفق امریکا و سایر متحدین در اسیا و خاورمیانه به غروب می رود، در فردایی که نیروهای غربی از منطقه بیرون رفتند ، انها نیز حکومت نو دمکرات عراق را به زیر سیطره مقتدی صدر و یا جیره خوار دیگری که وابسته به بیت های رهبری انها باشد می کشانند ( همچنانکه در حال نابود کردن حکومت نو پای دمکرات لبنان هستند ) مخالفان را یک شبه از دم تیغ می گذرانند ، حکومت فدرال ، موفق و پیشرفته کردستان را به خاک و خون می کشند و چنان فضای رعب و وحشتی در عراق فراهم می نمایند که مورچه مخالف را نیز سلاخی می کنند ، انوقت با قیافه ایی حق به جانب رو به دنیا می گویند : نگفتیم تمام بدبختی و بحران از جانب امریکا و متحدانش بود ! بفرمایید ببیند ، کسی بمب گذاری نمی کند . ( چون بمب گذارها دستور بگیران انها هستند و وقتی که به هدف خود برسند ، دیگر لازم به بمب گذاری نیست ، بلکه این بار قتل عام ها ، مخفیانه صورت میگیرد، مانند قتل و عام هایی که در ایران و سوریه صورت می گیرد و اب از اب هم تکان نمی خورد.)

یک گروه امریکایی در حال تحقیقی چند ماهه بوده اند ، تا اینکه ببینند ، چکار کنند ، تا اینکه امریکا بتواند صلح و امنیت را در عراق بر قرار کند ، نتیجه بررسی ها و پیشنهادهای این هییت چند روز پیش منتشر شده است ، من نمی خواهم به بند بند این تحقیق و بررسی و پیشنهادها اشاره نمایم ، اما به صورت کلی می توانم بگویم که این گروه تحقیق پیشنهاد کرده اند ، برای حل بحران عراق ، امریکا باید مستقیما با سران کشورهای سوریه و ایران مذاکره نماید، یعنی دقیقا همان هدفی را که سران این دو کشور در نا امن کردن عراق به دنبال ان بودند ، تحقق یافته است ، سران این کشورها خطر نابودی و موجودیت حکومت هایشان را تنها از جانب امریکا می دیدند و می بینند ، پس این یک امر طبیعی است که از هر طریق ممکن ضربه هایی را به منافع امریکا باید وارد نمایند ، تا اینکه امریکا را به زانو در اورده و برای دوام و بقای حکومتشان از امریکا باج بگیرند .

در حال حاضر جرج بوش و تونی بلر که تحت فشار افکار عمومی کشورهایشان نیز قرار گرفته اند ، در حال مذاکره می باشند ، گرچه مذاکره با چنین رژیم هایی خواست قلبی هیچ کدام از این دو رهبر نمی باشد ، اما به احتمال زیاد در زیر فشار منگنه افکار عمومی مجبور به این کار خواهند شد . اگر چنین امری به واقعیت بگراید ، نه تنها باید فاتحه مردم سوریه و عراق و ایران را خواند ، بلکه به حقیقت باید به حال مردم خاور میانه گریست که اینده بسیار سخت و تلخی در انتظارشان خواهد بود .
آریان